الشيخ رسول جعفريان
679
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
آخرين روزها بى شبهه آخرين روزهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، همراه با نگرانى نسبت به وضعيت آينده مسلمانان بوده است . در عين حال ، بخشى از مسائل آن حضرت نيز جنبهء شخصى داشته و حتى به نوعى جنبهء آموزشى براى مسلمانان براى رويارويى با مرگ و تبعات آن در رودر رو شدن با خداوند بود . از نكاتى كه دربارهء روزهاى پايانى عمر حضرت نقل شده ، رفتن ايشان ، طبعا بيش از پيش ، براى زيارت بقيع بوده است . بسيارى از اصحاب وى كه در طى اين دورهء ده ساله شهيد شده و يا درگذشته بودند ، در بقيع مدفون بودند و حضرت مرتب براى زيارت قبور آنها به بقيع مىرفتند . افزون بر آن ، نزديكى به مرگ ، بيش از گذشته ، آن حضرت را به سوى بقيع مىكشاند . خطاب آن حضرت به قبور اصحاب اين بود : السّلام عليكمدار قومٍ مؤمنين ، انتم لنا فَرَط و انّا بِكُم لاحقون . « 1 » اندك اندك پيامبر ، بيمار شد و آثار بيمارى به صورت تب شديد در وى ظاهر گرديد . تب پيامبر تا اندازهاى شديد بود كه كسانى كه دست به آن حضرت مىگذاشتند ، گرفتن بدن آن حضرت از شدت تب ، قابل تحمل نبود . « 2 » آن حضرت مىفرمود كه بيمارى مؤمن ، سبب بخشش گناهانش مىشود . با اين حال ، نماز جماعت را ترك نمىكرد . زمانى هم كه ابوبكر بدون اجازه براى نماز خواندن جلو ايستاد ، رسول خدا پردهء حجره را كنار زده و وقتى وضع را چنين ديد ، خود به مسجد آمد ، جلو ايستاد و نماز جماعت را خواند . « 3 » آخرين دعاى حضرت در روزهاى آخر اين بود : اللهم اغْفِرْ لى و ارْحَمْنى والْحِقْنى بالرّفيق . در يكى از آخرين روزها ، قدرى دينار به دست حضرت رسيد . مقدارى را ميان مردم تقسيم كرد . شش دينار برجاى مانده را به يكى از زنانش سپرد . اما خواب به چشمانش نيامد تا آن كه از وى پرسيد شش دينار كجاست . آن زن آورد و حضرت پنج دينار آن را ميان پنج خانوار انصارى تقسيم كرد و از اطرافيان خواست دينار برجاى مانده را هم انفاق كنند . آنگاه فرمود : الان اسْتَرَحْتُ . « 4 » يك بار نيز ديدند كه حضرت به سرعت به منزل مىرود ؛ دربارهء عجلهء حضرت پرسيدند . حضرت فرمود : طلايى نزد من بود ، نخواستم
--> ( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 203 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 208 ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 215 ( در اين عبارت آمده كه حضرت او را براى نماز فرستادند اما بعد خودآمدند و جلو ايستاده نماز خواندند ! ) ( 4 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 237