الشيخ رسول جعفريان

677

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

ثمر نرسيد و فعاليت ديگران مانع از اجراى « نص » شد . « 1 » از مجموع آنچه از مباحث گذشته ، از آغاز تاكنون ، به دست مىآيد مىتوان چند نكته را به اختصار مورد توجه قرار داد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در درجهء نخست وظيفهء رسالت داشته و پس از آن كه كار رسالت را سروسامان داده ، تمامى مسلمانان را در مدينه مجتمع كرد و يك دولت اسلامى پديد آورد . اين دولت اسلامى با يك معاهدهء عمومى كه بر پايهء مفهوم امت بنا شده و برگرفته از تعاليم فكرى و فقهى دين اسلام بود ، به صورت منسجم كارش را آغاز كرد . هجرت و جهاد پايه‌هاى حكومت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را در جامعه مستحكم كرده و به تدريج با نزول آيات فقهى كه ضوابط رفتارهاى فردى و اجتماعى بود ، چارچوبه « نظام سياسى و اجتماعى » مدينه مشخص گرديد . ركن اصلى اين دولت ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بوده و آن حضرت در جنگ ، صلح ، مسائل مالى و حل و فصل دعاوى ، مطاع امت اسلامى بود . پايه اصلى اين مطاع بودن ، آيات متعددى بود كه از مردم خواسته بود تا از آن حضرت متابعت كنند . در اين آيات هيچ قيدى - جزآن كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواسته شده بود تا بر وفق آيات الهى حكم كند مطرح نشده بود . از مردم به دليل بيعت با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ستايش شده و به آنان گوشزد شده بود تا در برابر بيعت و عهد و پيمان خود ، خود را مسئول بشناسند و بدانند كه در برابر خدا بايد پاسخگو باشند . سؤال مهم اين است كه دولت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چگونه دولتى بود ؟ و آيا اين الگو قابل تكرار است يا نه ؟ پاسخ اين سؤالها البته ساده نيست . اگر حكومت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تركيبى از « نص » و « بيعت » باشد - گرچه در اصل ، « نص » مشروعيت‌آور است و « بيعت » ، تضمين مردم براى فرمانبرى ؛ كه اگر چنين تضمينى ندهند مشكل اجرايى و به اصطلاح كارآمدى دارد - مىتوان آن را همان نظريه « امامت شيعى » دانست كه مهمترين تكيه گاهش « نص الهى » است . شيعهء امامى چنين باور دارد و بدين ترتيب آن را دربارهء امامان اثناعشر عليهم السلام الگوى قابل تكرار مىداند . اعتقاد به نص در مشروعيت حاكم ، به صورت خاص ، در هيچ يك از نظريه‌هاى معمول و شناخته شده در تفكر سياسى غرب مطرح نشده است ، گرچه به صورت عام تحت عنوان تئوكراسى ، حكومت خدا برمردم ، از آن بحث شده است . با اين حال بايد توجه داشت كه خلافت مورد نظر اهل سنت نيز به نام حكومت خدا بر

--> ( 1 ) . سُد آبادى تقسيم بندى جالبى دربارهء گروههاى مختلف مردم در اين باره دارد : 1 - گروهى كه على عليه السلام پدران و برادران و خويشان آنان را كشته بود 2 - گروهى از عرب كه مرتد شد ؛ 3 - گروهى كه نسبت به بنى هاشم حسادت كردند ؛ 4 - گروهى كه دنياگرا بوده احساس مسئوليت در برابر خدا نمىكردند 5 - عده‌اى همج الرعاع كه چون چهارپايان به هر راهى مىروند ؛ 6 - گروهى مستضعف كه حق را مىشناختند اما نمىتوانستند اقدامى بكنند ؛ نك : المقنع ، ص 112