الشيخ رسول جعفريان
670
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
در صورتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، تنها در نقش يك دعوتگر باقى مىماند ، معقول مىنمود اما با توضيحاتى كه گذشت ، روشن شد كه آن حضرت دولتى پديد آورد و خود در رأس اين دولت به ايجاد تشكيلاتى در جهت ادارهء امور عمومى مردم پرداخت ؛ در اين صورت نمىتوان چنان امرى را پذيرفت . آنچه كه دربارهء مسائل سال آخر حيات رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم گفته شده است ، شامل مباحثى در دو قسمت مىشود . يك قسمت مطالبى است دربارهء آنچه بايد صورت مىگرفت و مورد نظر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود ، قسمت دوم مطالبى است دربارهء آنچه در واقعيت صورت گرفته است . نقطهء مشترك اين مباحث ، اقداماتى است كه براى تبديل حقيقت به واقعيت صورت گرفته است . طبعاً بخشى از مباحث قسمت اول مربوط به مباحث كلامى و احياناً تاريخى امامت است كه در اينجا نمىآوريم - هر چند در مباحث آتى برخى ديدگاهها را توضيح خواهيم داد - اما آن مقدار از مباحث كه روشنگر وضعيت شكل گيرى دولت مىشود در اينجا خواهد آمد . تركيب سياسى جامعهء مؤمنين در مدينهء سال آخر حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، از اين قرار بود : اكثريت از آن « انصار » بود كه ساكنان بومى مدينه به شمار مىآمدند ؛ گروه اقليت اما متنفذ ، « مهاجران » بودند كه برخى از مكه و تعدادى از نقاط ديگر به مدينه مهاجرت كرده و در آن سكونت گزيده بودند . در سالهاى نخست هجرت و تا زمان فتح مكه ، ضرورت مبارزه برضد كفار ، آنان را با يكديگر پيوند داده بود ، اما پس از فتح مكه و گسترش اسلام در ميان قبايل و طبعاً رفع خطر از سوى كفار ، جامعهء جديد متوجه مسائل درونى خود گرديد ، اين مسائل تا اندازهاى مربوط به رقابت ساكنان قديمى شهر با مهاجران از راه رسيده بود . زمانى كه غنايم حنين تقسيم مىشد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آن را به « تازه مسلمانانِ » غير مدنى داد ، صداى اعتراض انصار بلند شد و فقط با سخنان دلنشين رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه خود را متعلق به انصار دانست ، آرام گرفتند . « 1 » بهطور قطع ، هم گروه انصار و هم مهاجران ، نگران وضعيت خود ، پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودهاند . اين نگرانى تا بدانجا بود كه انصار بلافاصله پس از شنيدن خبر رحلت ، دست به تشكيل سقيفه زدند . اين دستپاچگى بر زمينهاى پيشين مبتنى بوده است . انصار خود نيز مسائلى داشتند كه عمدهترين آنها ، رقابتهاى سنتى اوس و خزرج بود . حتى در ميان خود خزرجيان ، در بين عموزادهها ، رقابتهايى وجود داشت كه مانع از اتحاد و يكپارچگى آنان مىشد . در اين سوى ، مهاجران و يا به عبارت بهتر ساكنان غير مدنى مدينه ، عبارت از قريش و
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، صص 498 - 499