الشيخ رسول جعفريان
612
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
ما باشد . « 1 » آن حضرت سلاحها را تا نزديكى محلى كه علائم حرم نصب شده بود بردند . در آنجا دويست نفر را به نگاهبانى سلاحها گماشت و وارد حرم شد . « 2 » مشركان مكه با شنيدن خبر آمدن مسلمانان مصمم شدند تا برفراز كوههاى مكه بروند و اظهار كردند كه حتى به مسلمانان نگاه نيز نخواهند كرد . « 3 » با اين حال ، كسانى از آنها در كنار دارالندوه صف كشيدند تا آن حضرت را ببينند . « 4 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در جمع ياران خويش و در حالى كه سخت مراقب آن حضرت بودند ، « 5 » وارد مكه شد . عبد الله بن رواحه كه لگام شتر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را در دست داشت چنين مىخواند : خلوا بنى الكفّار عن سبيله * انّى شهدت انّه رسوله حقاً و كل الخير فى سبيله * نحن قتلناكم على تأويله كما ضرناكم على تنزيله * ضرباً يزيل الهام عن مقيله و يذهل الخليل عن خليله « 6 » ابن اسحاق نيز اشعار مزبور را با اندك اختلافى نقل كرده و ابن هشام افزوده است : تعبير « نحن قتلناكم على تأويله » تا آخر ابيات از عمارياسر است كه در روزى جز اين روز گفته ؛ [ مىدانيم كه عمار اين اشعار را در صفين مىخواند و ابن هشام نخواسته از آن ياد كند ] ابن هشام مىافزايد : دليلش آن است كه مقصود ابن رواحه مشركان بوده و آنان « تنزيل » را قبول نداشتند ؛ طبعأ با كسى بر « تأويل » مىجنگند كه تنزيل را پذيرفته باشد ! « 7 » اشعار مزبور در آثار ديگر نيز آمده « 8 » و محقق « طبقات فحول الشعراء » گفته است : مقصود از تأويل ، يعنى « ما يؤول اليه نبأ الله » نه تأويل قرآن . در اين صورت اشكال ابن هشام وارد نيست . اين نكته
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 733 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، ص 289 ( 2 ) . پس از آنكه مسلمانان عمره را انجام دادند ، دويست نفر به جاى اين افراد براى نگاهبانى از سلاحهااعزام شدند . نك : المغازى ، ج 2 ، ص 740 ؛ سبل الهدى ، ج 5 ، ص 294 ( 3 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 734 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 369 ( 5 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 121 ، [ والمسلمون متوحشون السيوف محدقون برسول الله ] ( 6 ) . اى فرزندان كافران از راه محمد كنار رويد كه من شهادت مىدهم كه او رسول خداست . رسول بر حق خدا ، و تمام خوبيها در راه اوست . ما بر تأويل با شما مىجنگيم همانگونه كه بر تنزيل با شما جنگيديم ، ضربههايى كه سرها را از هم جدا مىكند و دوست را از دوست باز مىدارد ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 736 ؛ طبقات الكبرى ، ج 2 ، صص 122 - 121 . واقدى و ابن سعد مىگويند : عمر به خواندن اشعار در حرم اعتراض كرد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : عمر ، من خود اشعار را مىشنوم ! ترمذى نيز اشتباه ديگرى كرده گفته است : قصه مربوط به كعب بن مالك است چون عبد الله بن رواحه در موته شهيد شده بود ؛ غافل از آن كه موته بعد از « عمرة القضاء » است ؛ نك : سبل الهدى و الرشاد ، ج 2 ، ص 299 ( 7 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، صص 372 - 371 ( 8 ) . طبقات فحول الشعراء ، ج 1 ، ص 224 ؛ مختصر تاريخ دمشق ، ج 12 ، ص 154