الشيخ رسول جعفريان
598
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
زمانى كه هرقل روم ، براى پيروزيش بر قواى ايران ، جهت شكر گزارى به زيارت بيت المقدس مىرفت و در شام بود ، نامه به دستش رسيد . در آنجا خواست تا اگر كسانى از مردمان مكه حضور دارند دربارهء محمد اطلاعاتى در اختيار او بگذارند . در آن زمان ابوسفيان كه هنوز بر شرك خويش باقى بود ، در شام بسر مىبرده و براى دادن توضيحاتى نزد هرقل برده شد . در منابع اسلامى برخورد هرقل به گونهاى وصف شده است كه گويى تنها از ترس از دست رفتن پادشاهى خود نخواسته اسلام را بپذيرد ، در حالى كه در اصل ، انتظار ظهور چنين پيامبرى را داشته است . همچنين آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، زمانى كه در منطقهء تبوك بودند ، نامهاى به قيصر نوشتند . به هر روى پاسخهاى قيصر كه در منابع موجود اسلامى آمده ، همراه با تلطف و ارسال هدايا گزارش شده است . « 1 » علاوه بر قيصر ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نامهاى نيز به اسقف اعظم روم نگاشت و در آن با اشاره به مريم و عيسى ايمان خود را به جميع انبياى گذشته بيان نمود . « 2 » يكى ديگر از مخاطبان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نجاشى حاكم حبشه بوده است . حامل اين نامه عمرو بن اميهء ضمرى است . در متن نقل شده كه نسبت به برخى از نامههاى ديگر مفصل است ، آمده است كه عيسى بن مريم روح الله و كلمهاى است كه بر مريم القا شده و مريم به او باردار گشته ، درست همانگونه كه آدم به دست خداوند و نفخ روح در او خلق شد . اينها مضمون آيات قرآنى بود . در ادامهء نامه آمده : « من عمو زادهام جعفر را به همراه چند نفر فرستادهام . زمانى كه نزد تو آمدند از تجبّر دورى گزين » . از اين قسمت نامه چنين بر مىآيد كه گويا اين نامه در همان سال هجرت مسلمانان به حبشه ، يعنى سال پنجم بعثت نوشته شده است ، در حالى كه دعوت ملوك و امراء مربوط به پس از حديبيه بوده و روات نيز نامهء مزبور را همان نامهاى دانستهاند كه عمرو بن اميه به حبشه برده است . اين ممكن است كه قسمت اخير نامه ، در اصل ، توصيهء جديدى در برخورد ملايم با مهاجران بوده است . بايد توجه داشت كه مهاجران در سال هفتم بازگشتهاند ، و بنابر اين با توجه به آنچه در آخر نامه آمده ، ممكن است كه سفارشات عمرو بن اميه و نامهء مزبور پس از بدر باشد ، زمانى كه قريش تلاش جديدى را براى باز گرداندن مهاجران داشتهاند . دربارهء اين كه نجاشى حبشه در سالهاى نخست بعثت و بعدها در اواخر دورهء هجرت چه كسانى بودهاند ، اختلاف نظر وجود دارد . گفتهاند كه يكى از نجاشىها ، همان است كه مهاجران را به گرمى پذيرفته و دعوت به اسلام را قبول كرده و حتى پس از درگذشت او ،
--> ( 1 ) . مكاتيب الرسول ، ج 1 ، صص 105 - 114 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 276