الشيخ رسول جعفريان

582

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

اين خود در جذب اعراب در مكه تأثير فراوانى داشت . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با شنيدن اين خبر به مشاورت با اصحاب نشست . در اين نقل آمده كه ابوهريره مىگفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فراوان با اصحاب خويش رايزنى مىكرد ، اما اين رايزنى تنها در امر جنگ بود . « 1 » رايزنى در اين بود كه ، آيا آنان بايد با سواران دشمن رودررو مىشدند يا آنكه آنها را رها كرده به سراغ كسانى مىرفتند كه در شهر بودند . عقيدهء عمومى آن بود كه براى انجام عمره راهى شهر شوند ، هر كسى در برابرشان ايستاد با وى بجنگند . آن حضرت پس از عبور از راههاى سختى كه به هدف دور شدن از سواران دشمن بود ، در منطقهء « حديبيه » واقع در 22 كيلومترى غرب شهر مكه - در راه جده - فرود آمد . سواران دشمن نيز در نزديكى آنان مستقر شدند . در اينجا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به دليل نزديكى دشمن ، نماز خوف خواندند . گفته شده كه آيهء يكصد و دوم سورهء نساء در اين باره نازل شده است : « و چون تو ميانشان باشى ، و برايشان اقامه نماز كنى ، بايد كه گروهى از آنهابا تو به نماز بايستند و سلاحهاى خويش را بردارند . و چون سجده به پايان بردند ، برابر دشمن شوند تا گروه ديگر كه نماز نخوانده‌اند بيايند و با تو نماز بخوانند . آنان نيز هوشيار باشند و سلاحهاى خويش بگيرند . زيرا كافران دوست دارند كه شما از سلاحها و متاع خويش غافل شويد ، تا يكباره بر شما بتازند . » اين آيات و آيات بعدى در مراقبت از « جهاد » و « نماز » در وقتى است كه با يكديگر قرين شوند . مسلمانان نبايد از هيچ يك غفلت بورزند . البته « چون نماز را به پايان برديد خدا را ايستاده يا نشسته و يا به پهلو خوابيده ياد كنيد . و چون از دشمن ايمن گشتيد نماز را تمام ادا كنيد كه نماز در وقتهاى معين بر مؤمنان واجب گشته است . » « 2 » در محدودهء مكه ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همپيمانانى از قبيلهء خزاعه داشت كه در طول جنگهايش با قريش ، بهرهء فراوان اطلاعاتى از آنان گرفته بود . « 3 » يكى از رهبران آنان بديل بن ورقاء خزاعى بود كه در ايام استقرار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در حديبيه ، تماسهايى با آن حضرت داشت . در همين ايام ، عمرو بن سالم خزاعى چندين گوسفند به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ديگر اصحاب آن حضرت هديه كرد ، آن حضرت دستور داد تا آنان را كشتند و گوشتشان را ميان مسلمانان تقسيم كردند . غلامى از خزاعه هدايايى را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آورد و پس از آن از حضرت خواست تا اجازه دهد دست وى را ببوسد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اجازهء چنين كارى به او دادند و سپس ، دستى به سر او كشيدند و فرمودند : خدا به تو خير و

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 580 ( 2 ) . نساء ، 103 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 312