الشيخ رسول جعفريان
579
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
پيمان حُدَيبيَه گذشت كه پس از غزوهء احزاب ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : از اين پس آنان به جنگ ما نخواهند آمد و اين ما هستيم كه به جنگ با ايشان خواهيم رفت . اعتقاد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چنين بود كه قريش با توجه به شكستى كه در احزاب متحمل شده و به علاوهء همهء تجربههاى گذشته ، در طى قريب بيست سال از آغاز بعثت ، فكر حملهء به اسلام را از سر بيرون كرده ، چرا كه توان آن را از دست داده است . به علاوه ، قريش همانند بدويان بيابانى نبود كه تنها در انديشهء جنگ باشد ، بلكه مىتوانست به صلح نيز بينديشد . اگر قرار باشد جنگى بىحاصل برپا شود ، آن هم با همهء تبعات سخت آن كه يكى از آنها قطع راه تجارتى قريش است ، چه بهتر كه دربارهء صلح نيز فكرى شود . به هر روى سران قريش تا اين اندازه پختگى سياسى داشتند كه بفهمند جنگ با مسلمانان آن هم با هدف براندازى ، ديگر از توان آنان خارج شده است . زمانى كه بُدَيْل بن ورقاء به حديبيه آمد ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از جمله فرمود : قريش قومى هستند كه از جنگ ضرر و زيان ديده و جنگ آنان را به ستوه آورده است . « 1 » سهيل بن عمرو نيز در مذاكرات خود گفت كه جنگ خواسته فرومايگان ماست و علاقهاى بدان نداريم . « 2 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با توجه به شناخت عميقى كه از روحيهء دشمن داشت ، در شوّال سال ششم هجرى ، مصمم شد تا براى عمره راهى مكه شود . منشأ اين تصميم ، آن بود كه
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 309 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، صص 71 - 61 ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 592 [ و قريشٌ قومٌ قد اضرّتْ بهم الحرب ونَهَكَتْهم ] ( 2 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 604