الشيخ رسول جعفريان

575

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

زندگىتان سهيم كرديد ، شمار شما كم شد و شمار آنان فزونى گرفت . اكنون نيز اگر حمايتشان نكنيد ، خواهند رفت . من اگر به مدينه درآيم ، عزيزان را بر آن مىدارم تا ذليلان را از شهر بيرون كنند . گفته‌اند كه زيد بن ارقم كه هنوز بالغ نبود در جمع آنان حاضر بود و خبر گفته‌هاى عبد الله بن ابَى را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رساند . اين گفته‌ها در جمع سپاه منتشر شد و عبد الله بن ابى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قسم خورد كه چنين مطالبى نگفته است . در طول راه سخن مردم دربارهء اين واقعه بود و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى آن كه آنان را از سخن گفتن در اين باره باز دارد به سرعت از مريسع راه افتاد . صبح تا به شب و شب را تا صبح ، تا آن زمان كه خورشيد مانع رفتن شد ، همچنان راه برد . زمانى كه ايستادند ، هنوز پاى اصحاب به زمين نرسيده به خواب رفتند . « 1 » در راه بازگشت به مدينه بود كه سورهء « منافقون » بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد . « 2 » پيش از آن كسانى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواستند تا اجازه دهد گردن عبد الله بن ابّى را بزنند اما رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : نمىخواهم مردم بگويند كه محمّد اصحابش راى به قتل مىرساند . « 3 » البته كسانى نيز پيش از نزول سورهء منافقون از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواستند تا نسبت به او سختگيرى نكند ، چرا كه او پيش از آمدن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تا آنجا پيش رفته بود كه جواهرات تاجش نيز جز يكى آماده شده بود ، اما با ورود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم همهء آن برنامه‌ها از بين رفته بود . خداوند در اين سوره از سوگندهاى منافقان سخن مىگويد : « چون منافقان نزد تو آيند ، گويند : شهادت مىدهيم كه پيامبر خدا هستى ، خدا مىداند كه تو پيامبرش هستى و خدا شهادت مىدهد كه منافقان دروغگويند . از سوگندهاى خود سپرى ساختند و از راه خدا بازداشتند و به حقيقت ، آنچه مىكنند ناپسند است . » خداوند پس از دادن هشدار به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در دورى از آنها مىفرمايد : « اينها ، همانهايند كه مىگويند : بر آنها كه گِرد پيامبرند چيزى مدهيد تا از گِردش پراكنده شوند . و حال آن كه خزاين آسمانها و زمين از آنِ خداست ولى منافقان نمىفهمند . يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ ، مىگويند چون به مدينه باز گرديم ، صاحبان عزت ، ذليلان را از آنجا بيرون خواهند كرد . عزت از آن خدا و پيامبرش و مؤمنان است ولى منافقان نمىدانند . » « 4 » جريان نفاق در مدينه گسترده و فراگير بود ، گرچه شاخص آن عبد الله بن ابّى بود .

--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 292 ( 2 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 419 ( 3 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 418 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، ص 494 ( 4 ) . منافقون ، 8