الشيخ رسول جعفريان

542

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

مىگردند و آنان نيز به پيمانهاى سابق خويش با اوس و خزرج باز خواهند گشت . « 1 » منابع مىگويند : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از طريق وحى آگاهى يافت و بدون آن كه با كسى از يارانش سخن بگويد به مدينه بازگشت . آنان چندى منتظر شدند و پس از آن كه احساس كردند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر نمىگردد به مدينه آمدند . آنگاه رسول خدا محمدبن مَسْلمه را كه از اوس بوده و اين طايفهء يهود ، در جاهليت همپيمان آنان بودند ، به سراغ يهوديان فرستاد و گفت كه بايد مدينه را ترك كنند . آنان از اين كه يك اوسى آمده اظهار شگفتى كردند اما ابن مسلمه گفت : تَغَيَّرتِ القلوب « 2 » ؛ آن وضع سابق دگرگون شده است . يهوديان نخست به رفتن راضى شدند اما وقتى پيام عبد الله بن ابَىّ به حُيَى بن اخطب رسيد كه همراه همپيمانانش از آنان دفاع مىكند ، اندكى سست شدند . عبد الله بن ابى در پى بنى قريظه فرستاد ، اما آنان گفتند كه حاضر به نقض عهد نيستند . اختلاف ميان يهوديان ناشى از اعتماد به سخن عبد الله يا عدم اعتماد به آنان بود . مخالفان مىگفتند كه ابن ابى قابل اطمينان نيست ، او نظير همين وعده‌ها را به بنى قينقاع نيز داد اما اقدامى نكرد ، به علاوه او در هر حال خزرجى است و ما در جاهليت در كنار اوس با طايفهء او جنگيده‌ايم . به علاوه عبد الله نه يهودى است ، نه مسلمان و نه حتى بر دين خود ، و لذا نمىتوان به روى اعتماد كرد . چنين اقدامى سبب از بين رفتن اموال ، پايمالى شرف ، اسيرى خانواده و از بين رفتن جنگجويان ما خواهد بود . « 3 » نفوذ حيى بن اخطب سبب شد تا او بنى النضير را به مقاومت وا دارد . او پيامى به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرستاد كه ما از اينجا نخواهيم رفت . همان پيام رسان به سراغ عبد الله رفت تا از او بخواهد كمك خويش را آماده كند . اما با كمال تعجب ديد كه منادى در كوچه‌ها به دنبال گردآورى نيروى جنگى

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 364 ؛ در روايت موسى بن عقبه از دو نفر كلابى نام برده شده كه گويا چنين تصور شده بود كه وقتى قريش به احد آمده با آنان همكارى كرده و لذا كشته شده بودند : نك : دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 3 ، ص 180 ؛ دليل ديگرى نيز براى آغاز جنگ با بنى النضير گفته‌اند و آن اين كه مشركين پس از بدر نامه‌اى به يهود مدينه نوشته و ضمن تهديد آنان ، از آنها خواستند تا با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بجنگند آنان درپى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرستادند تا سى نفر از يارانش را براى گفتگو نزد آنان بفرستد و آنها نيز همين تعداد را براى گفتگو آماده مىكنند . پس از آن توافق كردند كه سه نفر از آنها و سه نفر از مسلمانان با هم گفتگو كنند . هدف آنان كشتن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بوده و زنى از يهوديان به واسطهء برادرش خبر آن به حضرت رسانده است . اين امر سبب برخورد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با يهوديان شد ؛ نك : دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 3 ، ص 179 ؛ درالمنثور ، ج 6 ، ص 189 ؛ و نك : الصحيح ، ج 6 ، صص 43 - 39 ؛ واقعيت اين است كه در نقل اخبار غزوهء بنى النضير آن اندازه اختلاف نقل وجود دارد كه هر بخشى از آن گرفتار اين اختلاف مىباشد . ما نقل خويش را بر پايهء آنچه واقدى ، متخصص سيره آورده گذشته‌ايم ، هر چند در مواردى اشاره به برخى نقلهاى ديگر نيز كرده‌ايم . ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 367 ( 3 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 369