الشيخ رسول جعفريان

448

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

بنى جذيمه از دست داده‌اند جبران كند . « 1 » مسأله دعوت به اسلام در همان آغاز جنگ به عنوان يك اصل مسلم در « فقه جهاد » در آمده است . از امام سجاد عليه السلام دربارهء كيفيت دعوت به اسلام ، پيش از آغاز جنگ پرسش شد ، حضرت فرمود : « بايد بگويى : به نام خداى بخشنده مهربان ؛ تو را به خدا و دين خدا دعوت مىكنم ، تو را به معرفت خداى عزوجل و عمل صالح فرا مىخوانم . و بدان كه معرفت جز به اعتقاد به يكتايى رأفت و رحمت و عزت و علم و قدرت و برترى خدا بر همه چيز به دست نمىآيد ، خداوند نيز تنها كسى است كه نفع و ضرر رساندن در حيطهء قدرت اوست ، بر همه چيز قدرت دارد ، چشمان سر ، او را در نمىيابد و او بر ديدگان تسلط دارد و او لطيف و آگاه است . و نيز تو را دعوت مىكنم به نبوت محمد و اين كه او بندهء خداست و هر آنچه آورده حق است و جز آن همه بر باطل ؛ در اين صورت اگر مشركان دعوت را پذيرفتند از همهء حقوق يك مسلمان برخوردار خواهند شد . « 2 » بر اين اساس بود كه مسلمانان جز پس از دعوت به توحيد و نبوت ، حق جهاد با مشركان را نداشتند . « 3 » اين اقدامى بود كه فرماندهان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جز افراد نادرى چون خالد - همانگونه كه گذشت - « 4 » به آن پايبند بودند . « 5 » زمانى كه امام على عليه السلام با يك سپاه سيصد نفرى به عنوان اولين لشكر اسلام وارد منطقهء قبيلهء مذحج در يمن شد ، ابتدا مردم را به اسلام دعوت كرد ، اما آنان با تير و سنگ پاسخ او را دادند . آن حضرت سپاه را منظم كرد و به مشركان حمله برد و بيست نفرشان را در اين حمله كشت ، آنگاه براى بار ديگر ايستاد و آنان را دعوت كرد ؛ آنگاه آنان دعوت او را اجابت كردند و عده‌اى از رؤساى آنان بر اسلام با او بيعت نمودند . « 6 » در كتابهاى حديثى در باب جهاد ، بابى به عنوان « دعاء العدو » آمده و ضمن آن در اين باره مطالبى از سيرهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است . آن حضرت ، زمانى كه معاذ را به يمن فرستادند از او خواستند تا اهل كتاب آن ديار را به توحيد دعوت كند ، اگر پذيرفتند به

--> ( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 147 ( 2 ) . فروع الكافى ، ج 1 ، ص 337 ؛ تهذيب ، ج 2 ، ص 47 ( 3 ) . مستدرك الوسائل ، ج 11 ، ص 31 ( و لاتقاتلوهم القوم حتى تحتجُّوا عليهم بأن تدعوهم الى شهادة لا إله الا الله و ان محمداً رسول الله و القرار به ما جاء به من عند الله ) و نك : دعائم الاسلام ، ج 1 ، صص 270 - 269 ( 4 ) . يك بار ديگر نيز خالد به سراغ طايفه‌اى رفت ، آنان بجاى آن كه بگويند مسلمان شدند گفتند : صبأناصبأنا ، كه اشاره به پذيرش اسلام بود ، چون مشركان در كلمه ، هر كسى را كه مسلمان مىشد صابى مىخواندند . با اين حال خالد ، به آنان حمله كرده و جمعى را كشت ، وقتى خالد به پيامبر رسيد ، حضرت فرمود : اللهم انى ابرء اليك مما صنع خالد ؛ نك : المصنف ، عبد الرزاق ، ج 5 ، صص 222 - 221 ( 5 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 163 ( 6 ) . همان ، ج 2 ، ص 170