الشيخ رسول جعفريان
439
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
در آغاز آمده است كه ، اين كتاب محمد صلى الله عليه و آله و سلم است در ميان مؤمنان و مسلمانان از قريش و مردم يثرب و هركسى كه از آنها پيروى كرده و به آنان ملحق شد و به همراهشان جهاد كرد ، آنها « امة واحدة » هستند . بنابر اين در آغاز ، بر يك مفهوم اساسى كه پايهء دولت اسلامى را تشكيل مىدهد ، تأكيد شده است . با اين حال تركيب قبيلهاى در جامعه جاهلى يك امر اساسى بوده و تغيير آن بر مبناى امت واحده به اين سادگى امكان پذير نبود ؛ لذا به دنبال آن از تك تك قبايل ، ياد شده و گوشزد مىشود كه در چهار چوب امت واحده ، نظم و انسجام داخلى قبيله خود را خواهند داشت « انّهم امّة واحدة على رباعتهم » يعنى هر قبيله بر « رباع » خود خواهد بود ، « يعنى بر همان وصفى كه در سابق بر آن بودهاند » . « 1 » اين امر به ويژه در امر « معاقل » يا « ديات » بود ؛ يعنى بر اساس همان پرداختهاى قبلى در ديه [ فعلًا ] عمل كنند . « 2 » دنبال آن تأكيد مىشود كه « كل طائفة منهم تفدى عانيها بالمعروف و القسط بين المؤمنين » هر طايفهاى براى اسير خود فديه خواهند پرداخت ، اما بر اساس معروف و رعايت قسط در ميان مسلمانان . اين تعبيرات همراه با ذكر يكايك قبايل و بطون آنها تكرار مىشود ، اين تكرار به معناى مشاركت رسمى همه آنان در اين « عهد نامه » است . پس از آن ، از اصول كلى ميان مؤمنان ياد مىشود : « مسلمانان در ميان خود بدهكارى كه بدهى سنگينى دارد رها نمىكنند و او را در دادن ديه و يا فديه يارى خواهند كرد ؛ هيچ مسلمانى با موالى « 3 » يك قوم ، بدون حضور آن قوم پيمانى نخواهد بست . دستان مؤمنان و پرهيزگاران بر ضد هر كسى كه از ميان خودشان به آنان تجاوز كرده و يا كسى كه در پى ظلم و دشمنى و ايجاد فساد در ميان مؤمنان است با يكديگر متحد خواهد بود ، حتى اگر فرزند يكى از آنها باشد » . « 4 » اين اصل به ويژه در برترى بخشيدن به معيارهاى اسلامى بر پيوندهاى نسبى ، درخشش خاص خود را داشت : « هيچ مؤمنى ، مؤمنى را به خاطر كافرى نخواهد كشت و هيچ كافرى را بر ضد مؤمنى يارى نخواهد كرد ، عهد و امان و حرمت خداوند [ ذمّة اللّه ] براى همه يكسان و به يك اندازه است » . هر كسى كه مسلمان شد از حقوقى كه ساير مسلمانان برخودارند ، بهرهمند خواهد شد . هر كسى كه مسلمانى را پناه داد ، پناه او به منزله
--> ( 1 ) . القوم على رباعتهماى : على استقامتهم ؛ يريد انهم على امرهم الذى كانوا عليه ؛ نك : مكاتيب ، ج 1 ، ص 242 ( 2 ) . نك : مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 243 ( 3 ) . مولى القوم يعنى كسى كه به لحاظ نَسَب جزو آن قبيله به شمار نمىآيد اما به عقد و يا به آزاد شدن توسطآن قبيله ، به عنوان مولاى آن قوم شناخته مىشود . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند : مولى القوم منهم . و اين تكليف نيز بر اساس همان سخن بوده است ( 4 ) . اين مفهوم آيهء « و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا . . . » بود . حجرات ، 9