الشيخ رسول جعفريان

425

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

بن مسعود ، « 1 » اميرالمؤمنين « 2 » و عبد الله بن عمر « 3 » از جمله كسانى هستند كه اين روايت را نقل كرده‌اند . چنين روايتى براى امويان خوشايند نبود ، زيرا آنان در فتح مكه مسلمان شده و با آمدن به مدينه بر آن بودند تا خود را از مهاجران بدانند . زمانى كه ابوسعيد خدرى در حضور مروان ( خلافت از 65 تا 66 ) روايت لا هجرة بعد الفتح را خواند او برآشفت ، و او را به دروغگويى متهم كرده و حتى قصد كتك زدن ابوسعيد را داشت . « 4 » امام على عليه السلام نيز در نامه‌اى كه به معاويه نوشت ، اظهار كرد كه با سپاهى از مهاجران و انصار مرا ديدار خواهى كرد [ بايد بدانى كه ] هجرت از آن روز كه برادرت به اسارت در آمد منقطع گرديد . « 5 » مقصود امام از برادر معاويه ، يزيد بن ابى سفيان بود كه در فتح مكه به اسارت درآمد . « 6 » معلوم نيست به چه دليل از خليفه دوم روايت شده كه « لا هِجْرَةَ بعد وَفاةِ رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله و سلم » . « 7 » اگر اين روايت درست باشد « طلقا » نيز جزء مهاجران خواهند بود . محتمل است كه امويان اين روايت را از قول خليفه ساخته باشند . نقلهاى ديگرى نيز وجود دارد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پس از فتح مكه ، تنها بر اسلام و جهاد بيعت مىكردند . « 8 » حاكم نيشابورى تصريح كرده است كه : كسانى كه بعد از فتح به مكه آمدند ، در شمار مهاجرين نيستند . « 9 » در روايتى آمده است كه شخصى پس از فتح اصرار داشت كه همراه پدرش بر اساس هجرت با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيعت كند ، اما آن حضرت حتّى با اصرار عباس عمويش ، خواست آن شخص را نپذيرفتند . « 10 » در برابر اين نقلها روايات چندى نقل شده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده‌اند : تا وقتى كه جنگ با كفّار ادامه دارد هجرت منقطع نمىگردد . اين روايت را عبد اللّه بن واقد سعدى نقل كرده و گفته است كه در اين باره از رسول خدا پرسش كرده و آن حضرت فرمودند

--> ( 1 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 408 ؛ هيثمى ، ج 5 ، ص 250 ( 2 ) . نهج البلاغه ، نامه 64 ( 3 ) . بخارى ، ج 2 ، ص 330 ( 4 ) . دلايل النبوه ، بيهقى ، ج 5 ، ص 110 - 109 ؛ مجمع الزوائد ، ج 5 ، ص 250 ؛ المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 407 ( 5 ) . نهج البلاغه ، نامه 64 ( 6 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 17 ، ص 257 ( 7 ) . سنن نسائى ، ج 7 ، ص 146 ( 8 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 5 ، ص 109 ؛ المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 408 ؛ المعرفة والتاريخ ، فسوى ، ج 1 ، ص 400 ؛ سنن نسائى ، ج 7 ، ص 145 ؛ مجمع الزوائد ، ج 5 ، ص 250 ( 9 ) . المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 18 ( 10 ) . مسند احمد بن حنبل ، ج 3 ، صص 430 - 431