الشيخ رسول جعفريان
411
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
مشركين خسته از جستجو ، از يافتن وى منصرف شده و بازگشتند . بر اساس نقل طبرسى ، آن حضرت از عبد الله بن اريقط « 1 » خواست تا نزد على عليه السلام رفته ، زاد و توشهاى براى وى فراهم سازد . ابوبكر نيز از وى خواست تا نزد دخترش اسماء رفته و زاد توشهاى براى وى بياورد . « 2 » يكى از نكات جالب در رفتن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رعايت كامل مسائل امنيتى است از جمله : باقى گذاشتن امام در خانه براى گمراه كردن مشركان ، رفتن به جنوب مكّه با اين كه مسير به سمت شمال بوده ؛ استفاده از عامر بن فهيره كه كار وى راندن گوسفند پشت سر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بوده تا جاى پاى آن حضرت محو شود و نيز استفاده از يك راهنماى مطمئن اما مشرك كه توجه كسى را جلب نكند . به علاوه راه رفتن در شب و مخفى شدن در روز « 3 » . بنا به روايتى از ابورافع و به نقل ابن عساكر : « كان على يجهز النبى صلى الله عليه و آله و سلم حين كان فى الغار يأتيه الطعام و الشراب » . وى مىافزايد كه امام سه شتر اجاره كرد تا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، ابوبكر و راهنما بر آنها سوار شده و به سوى يثرب حركت كنند . « 4 » راهنماى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه كاملًا آشنايى با راهها داشت ، آنها را از بيراهه به سمت يثرب روانه كرده و آنها اوائل ربيع الاول به مدينه رسيدند . « 5 » در منابع از روز دوازدهم ربيع الاول [ بر اساس تقويم وستنفلد ] مصادف با 24 سپتامبر [ دوم مهر ماه ] 622 ميلادى به عنوان روز ورود به مدينه ياد شده است . « 6 » مسير هجرت جداى از مسير طبيعى بوده و تنها در چند نقطه تلاقى با آن پيدا مىكرد . دليل اين اقدام احتياطى بود كه بايد صورت مىگرفت تا مبادا مشركان به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دسترسى پيدا كنند . در طى راه دو حادثهء مهم رخ داد . نخست آن كه مشركى با نام سُراقة بن مالك متوجه حركت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و همراهانش گرديد . وى سوار بر اسب ، خواست تا حضرت را دستگير كرده به قريش تحويل دهد و يكصد شتر جايزه را بگيرد . بنا به روايات فراوان ، وى دچار گرفتاريهاى چندى شد ، از جمله سه بار پاهاى اسب وى در زمين فرو رفت . وى احساس كرد عاملى وى را از رسيدن به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باز مىدارد . در اين حال ، رسول
--> ( 1 ) . در برخى منابع چون سيرهء ابن هشام « ارقط » آمده است ؛ ج 2 ، ص 491 ( 2 ) . اعلام الورى ، ص 63 ( 3 ) . نك : عيون التواريخ ، ج 1 ، ص 100 ( پاورقى ) ( 4 ) . تاريخ دمشق « ترجمة على عليه السلام » ، ج 1 ، ص 154 ؛ اعلام الورى ، ص 190 ؛ گرچه اين روايت از طرق اهل سنت نيز نقل شده ، اما در منابع عمومى اهل سنت آمده است كه ابوبكر ، كسى را فرستاد تا دو شتر آوردند . در عين حال در همين روايات قيد شده كه آن حضرت پول آن را پرداخت كرده و بعد سوار شد و فرمود : لا اركب بعيراً لَيْس هولى . در توجيه اين امر گفته شده كه آن حضرت دوست داشت تا جز بر آنچه از آن خودش است هجرت نكند : وفاء الوفاء ، ج 1 ، ص 237 ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 263 ( 6 ) . گفته شده است كه روز ورود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه ، روز عاشوراى يهود بوده كه به لحاظ ماههاى شمسى در مهرماه مىباشد . در دائرة المعارف مصاحب ( 2 / 1651 ) آمده است كه عاشوراى سالى كه پيغمبر به مدينه وارد شد مطابق روز دوشنبه ى هشتم ربيع الاول و 20 سپتامبر 622 بعد از ميلاد بوده است .