الشيخ رسول جعفريان
41
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
بن عبد الله همدانى ( م 127 ) يعقوب بن عتبه ( م 128 ) عبد الله بن ابى بكر بن . . . حزم ( م 130 ) يزيد بن رومان ( م 130 ) ابوالاسود محمد بن عبد الرحمن اسدى ( م 131 ) داود بن حسين ( م 135 ) ابوالمعتمد تيمى ( م 143 ) موسى بن عُقبه ( م 141 ) . « 1 » اين يك ليست عمومى است كه معمولا داده مىشود اما حقيقت آن است كه بايد دربارهء نقش تك تك آنان در علم سيره ، كار علمى مستقل صورت گيرد . تدوين سيرهء نبوى در مدينه از مسايل مهمى كه بايد در شناخت مقدماتى سيره دانست ، اين است كه آنچه امروزه از سيره مىدانيم و به عنوان تاريخ حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در دست داريم ، چگونه و به وسيلهء چه كسانى تنظيم شده است ؟ آنچه مسلم است اين كه ابن اسحاق دانش خويش را از مدينه برگرفته و بايد ديد كه عالمان و راويان مدينه اين اطلاعات را به كمك چه مآخذى گردآورى كردهاند . يادآورى اين نكته مفيد است كه در طول تاريخ اسلام و در همان قرن اول هجرى ، هر شهرى گرايش سياسى و مذهبى خاصى داشت ؛ اين گرايش متعلق به اكثريت مردم بود چه موافق مذاق حكومتها باشد و چه نباشد . طبيعى بود كه عالمان و راويان شهر نيز نوعاً متأثر از اين گرايشهاى بودند . بر اساس آنچه كه از تاريخ به دست مىآيد ، شام تا مدتها چهرهء اموى داشته است . كوفه به دلايل متعددى گرايشهاى شيعى را در خود پرورش داد و بصره به دليل رقابت با كوفه و به خاطر شركت در جمل ، هواى عثمانى داشت ؛ اما مكه و مدينه طرفدار شيخين بود و آنها را اساس بينش دينى و سياسى خود مىدانست . از آنجايى كه پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، بخشى از صحابه به ساير شهرها مهاجرت كردند ، به تدريج مكتب حديثى خاصى در هر شهرى پديد آمد . ويژگى هر مكتبى بستگى به عقيدهء صحابه يا صحابى متنفذى داشت كه در آن شهر سكونت كرده و شاگردانى را پرورش داده بود . عايشه ، ابوهريره و عبد الله بن عمر اين نفوذ را در مدينه داشتند . رتبه بعدى از آن زيد بن ثابت ، انس بن مالك و روات ديگر بود . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) و ابن مسعود در كوفه شهرت يافتند و همينطور كسانى ديگر در ساير شهرها . در برخى از مناطق گرايش سياسى موجود ، از حضور صحابيان نيز قويتر بود و رنگ و بوى تعصبات مذهبى اين شهرها را شكل مىداد . در مورد علم سيرهء نبوى ، بايد مدينه را بنيادگذار دانست . « 2 » نگاهى به نام نخستين دسته از
--> ( 1 ) . شرح حال افراد مزبور را سزگين در تاريخ التراث العربى و هورفتس در المغازى الاولى و مؤلفوها و شاكر مصطفى در التاريخ العربى و المؤرخون آوردهاند . ( 2 ) . شاكر مصطفى ، مدارس مربوط به سيره را به مدارس كوچك و بزرگ تقسيم كرده است . او اولين مدرسه يا مكتب سيره را ولو كوچك ابتدا در شام مىداند شواهدى كه براى اثبات اين نكته آورده دلالتى بر اين مطلب ندارد . به عنوان مثال از ابى عُيَينه آورده است كه : « من اراد المقاسم و امر الغزو ، فعليه باهل الشام » ؛ او چنين گفتهاى را دليل بر وجود سيره در شام گرفته در حالى كه مقصود مسايل فقهى ، جنگ است كه به تناسب تداوم ، جنگ در جبهههاى شام ، بيشتر در آن ديار مطرح بوده است . همچنين با آوردن نام راويان اخبار فتوحات شام كه شامى بودهاند خواسته تقدم آن شهر را در ثبت مغازى نشان دهد ، بر فرض آن كه از ، صحابه و تابعين كسانى روايات فتوحات شام را نقل كرده باشد ، اين ارتباطى با نقل مغازى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ندارد . نك : التاريخ العربى و المورخون ، ج 1 ، صص 122 - 119