الشيخ رسول جعفريان
408
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
كه نمىداند كجا رفته است ! در واقع بايد اين اقدام فداكارانه امام را يكى از پرارجترين فضائل آن حضرت دانست . حاكم نيشابورى از امام سجاد عليه السلام روايت كرده است كه : اولين كسى كه جان خود را براى جلب رضاى خداوند تقديم كرد على بن ابى طالب عليهما السلام بود . « 1 » وى شعرى نيز در اين باره از امام على عليه السلام نقل مىكند كه دو بيت آن را مىآوريم : وَ باتَ رسول الله فى الغار آمنا * موقى و فى حفظ الاله و فى ستر وبت اراعيهم و لم يتهموننى * وقد وطنت نفسى على القتل والاسر « 2 » از امام باقر عليه السلام ، ابن عباس و عمربن شبه روايت شده است كه آيه « وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ » « 3 » دربارهء « ليلة المبيت » و در شأن اميرمؤمنان عليه السلام كه به جاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خوابيده ، نازل شده است . « 4 » طبرى از برخى از راويان نقل كرده كه ابوبكر نزد على عليه السلام آمد و از وى دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سؤال كرد ، امام فرمود كه اگر با او كارى دارد مىتواند به سمت غار ثور برود . ابوبكر به سمتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفته بود حركت كرد و حضرت كه گمان كرد كسى از مشركان در پى او مىآيد بر سرعت خود افزود . ابوبكر صداى خود را بلند كرد تا آنكه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را شناخت . در حالى كه از پاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خون مىچكيد نزديكى صبح به غار ثور رسيدند . مشركان كه صبحگاه على عليه السلام را بر جاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ديدند از وى دربارهء حضرت پرسيدند ، و وقتى اظهار بىاطلاعى كرد ، وى را از خانه بيرون كشيده كتك زدند و ساعتى نيز در مسجد ( الحرام ) او را حبس كرده و آنگاه رهايش ساختند « 5 » در
--> ( 1 ) . المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 4 ؛ سبل الهدى ، ج 3 ص 327 ؛ امالى ابن الشيخ ، ص 286 ؛ بحار ، ج 19 ، صص 55 - 54 ؛ از ابن الشيخ ( به نقل از امام سجّاد « ع » ) ( 2 ) . المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 4 ؛ سمطالنجوم العوالى ، ج 1 ، ص 293 - 292 ؛ سبل الهدى ، ج 3 ، ص 328 ؛ بحار ، ج 19 ، ص 63 ؛ ( از امالى ابن الشيخ ) الغدير ، ج 2 ، ص 48 ؛ از فصول المهمة ، ص 33 ؛ المناقب ، خوارزمى ، ص 49 ؛ تذكرة الخواص ، ص 21 ؛ نورالابصار ، ص 86 ( 3 ) . بقره ، 207 ( 4 ) . التبيان ، ج 2 ، ص 183 ؛ مجمع البيان ، ج 2 ، ص 301 ؛ ارشاد ، ص 31 ؛ ابن عساكر ، تاريخ دمشق ترجمة على عليه السلام ، ج 1 ، ص 154 - 153 ؛ تفسيرالعياشى ، ج 1 ، ص 101 ؛ بحار ، ج 19 ، ص 78 ( از عياشى ) ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 270 ؛ الغدير ، ج 2 ، ص 47 ، از اسكافى در ابن ابى الحديد ؛ در آنجا از تفسير ثعلبى روايت ليلة المبيت آمده ؛ و گفته شده : غزالى در احياء ، ج 3 ، ص 238 ؛ آن را از ثعلبى نقل كرده است . و رك مآخذ ديگر در الغدير ، ج 2 ، ص 48 - 47 ( 5 ) . تاريخ الطبرى ، ج 2 ، ص 374 ؛ البرهان ، ج 1 ، ص 207 ؛ العياشى ، ج 1 ، ص 101 ؛ بحار ، ج 19 ، ص 78 ؛ السيرة الحلبيه ، ج 2 ، ص 36 ( به صورت مختصر گزارش كرده ) ؛ السيرة النبويه ، ابن كثير ، ج 2 ، ص 235 ؛ وى اين مطلب را از طبرى نقل كرده و آن را « غريب » دانسته است . لابد بدين دليل كه در روايات ديگر تمامى تأكيد بر آن است كه گويا قبلًا برنامه مشتركى براى هجرت در كار بوده و اين نقل آن روايات مشكوك را رد مىكند . قسمت آخر روايت دربارهء حبس امام در مسجد را حلبى ، ج 2 ، ص 28 ؛ آورده است . مقدسى نيز آورده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تنها رفته و به على عليه السلام سفارش كرد كه ابوبكر كه آمد به وى بگويد آن حضرت به سمت ثور رفته است ( مقدسى ، البدأ والتاريخ ، ج 4 ، ص 170 ) بدين ترتيب آنها باهم نرفته و يا آنگونه كه نقل كردهاند اساساً از خانهء ابوبكر راه نيفتادهاند . و نيز دربارهء حبس امام و كتك زدن وى ، نك : عيون التواريخ ، ج 1 ، ص 98