الشيخ رسول جعفريان

404

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

بود ، او پس از هجرت آنها ، خانه‌شان را فروخت . « 1 » در نقل ديگرى آمده است كه مسلمانان مكه گروه گروه شهر مكه را به سوى مدينه ترك مىكردند . « 2 » چهار فرزند بكير نيز به همراهى هم پيمانان خود از بنى سعد ليث يكباره مكه را ترك كردند . « 3 » بيشتر اين مهاجران - آنچنان كه از ابن هشام به دست مىآيد - در قبا نزد قبيله بنى عمرو بن عوف سكونت گزيدند . ابو سلمه نخستين مهاجر در قباء بوده بعد از آن خاندان حجش و بسيارى ديگر در قبا سكونت گزيدند . « 4 » مشركان كه با چنين هجرت همگانى مسلمانان مواجه شدند ، احساس خطر كرده و اقداماتى را جهت ممانعت از رفتن مسلمانان آغاز كردند . از جمله تعدادى را حبس كردند . زمانى نيز كه عياش بن ابى ربيعه [ ازبنى مخزوم ] هجرت كرد ، ابوجهل و برادرش حارث به يثرب آمدند و با تحريك احساسات وى ، در بازگو كردن نگرانى مادرش - به اينكه مرتب گريه كرده ، زير آفتاب نشسته و به سايه نمىرود - وى را فريب دادند . آنها پس از آمدن قدرى راه ، وى را بسته و در مكه محبوس كردند و زمانى كه به مكه آمدند به مردم مكّه گفتند كه با سفيهان خود همين گونه رفتار كنيد . بعدها رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وليد بن وليد بن مغيره را به مكه فرستاد . وى مخفيانه موفق شد آنها را آزاد ساخته و نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آورد . « 5 » و خبر ديگرى حكايت از آن دارد كه مشركان ، صهيب رومى را كه قصد مهاجرت داشت وادار كردند تا هرچه را اندوخته به آنان بدهد و تنها در آن صورت مىتواند مكه را ترك كند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به او فرمودند كه سود خوبى كرده است . « 6 » گفته شده كه تمامى كسانى كه توانستند جز چند نفر از جمله رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، امير مؤمنان عليه السلام و ابوبكر هنوز در مكه مانده بودند . علاوه بر اينها بايد مسلمانان مستضعف و كسانى را كه در قيد و بند خانواده‌هاى خود بودند ، جزو ماندگان دانست . « 7 » گفته شده است كه آيه : « إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ » « 8 » دربارهء مهاجرانى است كه زنان و فرزندان آنها گريه كرده و قصد آن داشتند تا بدين وسيله مانع از هجرت آنها

--> ( 1 ) . مجمع الزوائد ، ج 6 ، ص 63 ( 2 ) . تاريخ الطبرى ، ج 2 ، ص 369 ( 3 ) . السيرة النبويه ابن هشام ج 2 ص 477 ، تاريخ الطبرى ج 2 ص 259 ، طبقات الكبرى ج 3 ص 388 ( 4 ) . نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ج 2 صص 472 ، 474 ، 477 ، 478 ؛ الدرر صص 46 - 47 ( 5 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، صص 476 - 474 ؛ ونك : دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 460 ( 6 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 477 ؛ فقه السيره ، ص 166 ؛ از : المستدرك على الصحيحين ج 3 ص 3983 ؛ مجمع الزوائد ، ج 6 ، ص 60 ؛ تاريخ المدينه ، ج 2 ، ص 480 ؛ طبقات الكبرى ، ج 3 ، صص 228 - 227 ( 7 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 228 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 480 ( 8 ) . التغابن ، 14