الشيخ رسول جعفريان

400

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

و قبايل ، نظير نداشت . اشرافيت مكه كه مىتوان آن را ( در اصطلاح قرآن ) « اتراف » و اشراف را « مترفين » ناميد ، اسلام را مخالف با موجوديت خود تلقى مىكرد . اصرار قرآن در مخالفت مترفين با انبيا « 1 » نشانه‌اى است از وضعيت حاكم در مكه . چنين اشرافيتى در مدينه وجود نداشت به دليل آن كه مدينه شهر تجارتى نبود طبعاً حس « نبودن اشرافيت » به معناى آن بود كه آن عامل مهمى كه مىتوانست با نفوذ بر مردم ، مانع از اسلام آوردن آنها شود در آن محيط وجود نداشت و اين خود ، زمينه‌اى براى گسترش سريعتر اسلام در ميان مردم مدينه بود . در برابر ، به يك معنا ( همچنان كه گذشت ) بايد گفت متنفّذان يثرب خود در آغاز ايمان آوردند . ح : ويژگيهاى قبيله‌اى را نيز نبايد از نظر دور داشت . قبايل شمالى يا عدنانى ( كه قريش جزو آنان بود ) روحيات اعرابى بيشترى نسبت به اعراب جنوب يا قحطانى ( كه اوس و خزرج از ميان آنها بودند ) داشتند . روحيهء قساوت و تعصب در اعراب شمال بيش از اعراب جنوب بوده و اين محتملًا ريشه در برترى فرهنگى موجود در جنوب جزيرة العرب داشته است . اين روحيهء آرام عرب جنوب را ، به علاوهء شغل عرب مدينه - ادارهء باغات نخل واحياناً كشت و زرع - در برابر مكيان تجارت پيشه ، بهتر مىتوان درك كرد . « 2 » مردم مدينه برخوردى فطرىتر و طبيعىتر داشته و اين مىتوانست در پذيرش اسلام مؤثر باشد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در سخنى دربارهء اهل يمن فرمود : اهل اليمن اضعف قلوباً وارقُّ افئدة . « 3 » نفس رقابت عرب جنوب و شمال نيز نبايد از نظر دور داشته شود . زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ميان انصار رفت روشن بود كه آنان به دليل رقابت‌هاى اصولى با اعراب شمال هيچگاه وى را به دست آنان نخواهند سپرد . اين امر نيز در تعميق بيشتر اسلام خواهى در مدينه مىتوانسته مؤثر باشد . رشد سريع اسلام در مدينه حكايت از آن مىكرد كه دعوت اسلامى به هيچ روى رنگ و بوى قبيله ، آن هم از نوع قريشى آن نداشت ، بلكه به عنوان يك دعوت الهى مورد علاقه پاك فطرتانى كه هيچ نوع نسبت قبيله‌اى با صاحب دعوت نداشتند قرار گرفت . در برابر قريش كه خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودند تا سالها پس از آن نيز در برابرش مقاومت كردند .

--> ( 1 ) . سباء ، 34 ، 34 « و ما ارسلنا فى قرية من نذير الّا قال مترفوها انّا بما ارسلتم به كافرون » و نك : زخرف ، 43 ، 23 ( 2 ) . جواد على به همين دليل آنان را نرم خوتر و با شرح صدر بيشتر شناسانده ، نك : المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام ، ج 4 ، ص 132 ( 3 ) . البخارى ، ج 3 ، ص 81