الشيخ رسول جعفريان

395

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

به صورت مكتوب تهيه مىشد كه بر اساس آن ، « بيعت » صورت مىگرفت . قلقشندى بحثهاى مُنشيانه بيعت ، آداب و اسباب آن را به تفصيل آورده است . « 1 » دلايل گسترش سريع اسلام در مدينه نگاهى به چگونگى گسترش اسلام در مدينه نشان مىدهد كه اسلام در همان سالهاى نخست ، - از 12 بعثت تا هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم - در اين شهر فراگير شده و پس از هجرت ، جز چند طايفهء محدود ، ديگران اسلام را پذيرفته بودند . اين مسأله ، در قياس با روند گسترش اسلام در مكه ، به هيچ روى قابل قياس نيست ؛ به همين دليل بايد دلايل ويژهء خود را داشته باشد . در اين باره به چند مسأله مىتوان اشاره كرد . برخى از اين مسائل گرچه موردى است ، اما مىتواند تا حدودى تعميم داده شود . موارد ديگر جنبهء تحليلىِ عمومى دارد . الف : از جمله مسائلى كه هم مىتواند جنبهء موردى داشته و هم يك پايه تحليلى عمومى باشد ؛ اين است كه مردم مدينه آمادگى بيشترى براى تأثيرپذيرى از قرآن داشته‌اند . اين آمادگى را بايد در روحيات ساكنان اين شهر و موقعيّت خاص جامعهء آنها دانست . ما در قسمتهاى بعدى بخشى از اين شرايط و تفاوتهاى آن را با وضعيت مكّه بيان خواهيم كرد . در اينجا بايد بر خود قرآن به عنوان يك معجزه تكيه كرد . نخستين آشنائى مردم با اسلام ، در ضمن دعوت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با تلاوت آيات قرآنى بوده است . ترويج قطعى اسلام در مدينه نيز توسط فرستادهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ؛ يعنى مصعب بن زبير با تلاوت قرآن بوده است . اين تأثير تا به آنجا بوده كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده : « فُتِحَتِ الْمَدينةُ بِالقُرآن ، مدينه با قرآن گشوده شد . » « 2 » دربارهء اسلام سعد بن معاذ و اسيد بن حضير كه در تمامى منابع از آن ياد شده ، مهمترين عامل ، آشنايى آنها با قرآن بوده است . ب : همسايگى با يهود و شنيدن اخبارى مبنى بر ظهور پيامبرى از سوى خدا ، به عنوان عاملى مؤثر براى پيشرفت اسلام در ميان ساكنان مدينه شناخته شده است ؛ به نقل از ابن اسحاق ، يهوديانى كه در اين بلاد با اعراب اوس و خزرج زندگى مىكردند و اهل كتاب و علم بودند ، زمانى كه ميانشان با اعراب نزاعى درمىگرفت ، به آنان مىگفتند : پيامبرى ظهور خواهد كرد ، ما از او پيروى مىكنيم و شما را چونان عاد و ارم به قتل خواهيم آورد . « 3 » همين

--> ( 1 ) . صبح الاعشى ، ج 9 ، صص 309 - 273 ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 21 ، نك : ربيع الابرار ، ج 1 ، ص 302 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، صص 428 و 429 ( با تلخيص ) ؛ تاريخ الطبرى ، ج 2 ، صص 353 و 354 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 3 ، ص 267