الشيخ رسول جعفريان
393
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
« رأى » دادن و « حق طبيعى فرد » معنا كند ، « 1 » لزوماً دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و بيعتى كه در قرآن از آن ياد شده دچار مشكل خواهد شد . به هر روى ، پاسخ سؤال مزبور هرچه باشد در اين امر تأثيرى ندارد كه معناى روشن بيعت در عهد رسالت ، همان موافقت و اظهار رضايت به اسلام در درجهء اول و بعد از آن ، پذيرش حكومت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است يعنى كسى كه مشروعيت حكومت را از خداوند ( قرآن ) به دست آورده است ( أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ ) * . بيعت در اين دوره علاوه بر پذيرش اسلام ، نوعى ابراز وفادارى و پايبندى فرد مسلمان تلقى مىشود نه بيشتر . بهطور كلى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دو ( و به عبارتى سه ) بار با مردم بيعت عمومى داشته است . « 2 » يكى در عقبه و ديگرى در جريان صلح حديبيه كه با نام « بيعت رضوان » شناخته مىشود . اما همانگونه كه يادآور شديم هر مشركى كه مسلمان مىشد به طور انفرادى با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيعت مىكرد . بيعتهايى كه در طى اين سالها صورت گرفته ، شامل موارد چندى بوده است كه بهطور اجمال اشاره مىكنيم : گذشت كه در بيعت عقبه اول ، براى مواردى كه در آيه مربوط به بيعت زنان آمده ، بيعت گرفته شد : شرك نورزيدن ، دزدى نكردن ، زنا نكردن ، نكشتن فرزندان ، نزدن بهتان ( درمورد فرزند متولد شده و پدر آنها ) عدم عصيان مردم از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در كارهاى معروف . « 3 » در بيعت دوم ، ( بنا به آنچه عبادة بن صامت نقل كرده ) بيعت بر فرمانبرى و اطاعت در سختى و راحتى و در حال اكراه و آزادى ، عدم منازعه با صاحبان امر ( حكومت ) ، اظهار حق و نداشتن ترس از هيچ چيز بوده است . « 4 » افزون بر آن ، بيعت بر پايهء دفاع از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همانند دفاع از خود و فرزندان از موارد اصلى اين بيعت بوده است . بيعتهاى انفرادى بعدى ، نوعاً بر اسلام ، هجرت و جهاد بوده است ؛ « 5 » و بعد از فتح مكه ، فقط بر اسلام و جهاد بوده است . « 6 » روشن است كه در همه اين موارد ، اساس بيعت ، بر پايهء « اسلام » قرار داشته است . « 7 » دربارهء مواد بيعت شده در صلح حديبيه اختلاف نظر وجود دارد . برخى
--> ( 1 ) . النظريات السياسية الاسلامية ، سنهورى ، صص 166 - 165 ، « به نقل از : نظام الحكم فى الاسلام ، نبهان ، ص 436 » ؛ اصولًا كاربرد كلمهء بيعت در « عهد » كه در قرآن آمده است تا حد زيادى معناى آن را در رأى گيرى ، نادرست نشان مىدهد . ( 2 ) . التراتيب الاداريه ، ج 1 ، ص 222 ؛ وى از قرطبى نقل كرده است كه كانت مبايعته صلى الله عليه و إله و سلم لاصحابه بحسب ما يحتاج اليه من تجديد عهد او توكيدامرٍ . ( 3 ) . ممتحنه ، 12 ( 4 ) . انساب الاشرف ، ج 1 ، ص 253 ؛ بخارى ، ج 4 ، ص 245 ؛ نسائى ، ج 7 ، ص 139 ( 5 ) . مسند احمد ، ج 3 ، صص 349 - 350 ، 372 ( 6 ) . بخارى ، ج 2 ، ص 163 ( 7 ) . اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حفر خندق چنين مىخواندند : نحن الذين بايعوا محمداً * علَى الاسلام ما بقينا ابداً بخارى ، ج 2 ، ص 143 ؛ مسند احمد ، ج 3 ، صص 170 ، 187 ، 205 ، 252 ، 288 ؛ در مغازى واقدى ( ج 2 ، ص 453 ) بجاى « اسلام » ، « جهاد » آمده است .