الشيخ رسول جعفريان

391

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

برگزيد . « 1 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آنان را به حواريين حضرت عيسى عليه السلام تشبيه كرد و فرمود كه تا كفالت قوم خود را عهده‌دار شوند . « 2 » از ميان جمع دوازده نفرى ، اسعدبن زراره به عنوان « نقيب النقباء » معين گرديد . او از نخستين مسلمانان يثرب بود كه تلاش گسترده‌اى در ترويج اسلام در اين شهر كرده بود . بعدها اصطلاح نقيب ، نقش مهمى در ايجاد ارتباط ميان قبايل و دستگاه حكومت ايفا كرد . مسئوليتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به نقيب سپرد اين بود كه « ليَأخذوا عليهم الاسلام و يعرّفوهم شرائطه » ؛ بعدها كلمه نقيب مترادف « عريف » شناخته شد ، يعنى كسى كه مقدّم قوم است و احوال آنان را جستجو مىكند ؛ نقيب را به « رئيس بزرگ » نيز معنا كرده‌اند . در واقع ، كلمه نقيب از همان « نقب و نقب زدن » گرفته شده ، كسى كه در امور قوم و قبيله خود تفتيش مىكند و از آن آگاه است . « 3 » ايجاد پست نقابت ، يك مشكل اساسى دولت و نظام متمركز را ، حل مىكرد . اين مشكل چنين بود كه قبيله هنوز انسجام خود را دارد ؛ در اين صورت به چه طريق مىتوان آنها را تحت ضابطه و حاكميت دولت درآورد ؟ نقيب در اين ميان ، نقش واسطه را ايفا كرده از يك سو جزو قبيله و از رؤساى آن به شمار مىآيد و از سوى ديگر در قبال دولت و نظام مسئوليت دارد . در طول دوران خلافت اسلامى ، چنين سمتى براى قبايل و برخى از طبقات متشكل اجتماعى وجود داشت . علويان به عنوان يك طايفهء مشخص كه هم پيوند قبيله‌اى داشتند و هم ويژگى يك طبقهء مشخص اجتماعى را ، داراى نقيب و نقيب النقباء بودند . معمولًا نقيب النقباء از طرف خليفه تعيين مىشد تا به امور مربوط به ارتباط علويان با حكومت رسيدگى كند . تعبير ديگرى كه در بيعت عقبه دوم مطرح شد آن بود كه : ما بيعت كرديم « على السمع و الطاعة فى العُسْر واليُسْر والمُكْره و المُنْشط و ألّا ننازع الأمر أهله » . « 4 » قسمت اخير جمله يعنى عدم منازعه با صاحبان امر ، تأكيدى بر پذيرش حكومت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در هر شرايطى بود . بدين ترتيب مفهوم اطاعت و عدم نزاع با صاحبان امر ( مقايسه كنيد با تعبير « اولى الامر » در قرآن ) كه از پايه‌هاى اساسى حاكميت است ، در آن شب بيعت مطرح و مورد توافق قرار گرفته است . در دورهء مدينه ، هركس بيعت مىكرد نه تنها مسلمان مىشد عضوى از جامعهء اسلامى با همه تعهدات آن بود . پيش از اين بايد اشاره كرد كه اسلام مشروعيت بيعت را ، به شرط آنكه محتوايش بر اساس اسلام باشد مورد تأييد قرار داده است . اين رسمى معمول در جاهليت بود و اصولًا شيوه‌اى براى برقرارى نظم سياسى بوده است .

--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 254 ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 253 ( 3 ) . نك : تاج العروس ، ج 4 ، ص 297 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 253