الشيخ رسول جعفريان
374
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
دارد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با شنيدن آن فرمود : كلام نيكويى است اما قرآن از آن نيكوتر است . سويد با شنيدن قرآن ، گفت كه « سخن نيكويى » است و درستى آن را بعيد ندانست ، بعدها به يثرب بازگشت و قبل از جنگ بعاث كشته شد . بعدها قومش مدعى شدند كه وى مسلمان بوده است . « 1 » از آنجا كه جنگ بعاث پنج سال قبل از هجرت رخ داده ، حادثهء كشته شدن بايد در يكى از سالهاى قبل از سال هشتم بعثت رخ داده باشد . ظاهر امر نشان مىدهد كه اسلام وى پذيرفته نشده است . در روايت ديگرى نيز از ابن اسحاق آمده است كه زمانى گروهى از اوسيان براى جلب حمايت قريش بر ضد خزرجيان به مكه درآمدند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در فرصت مناسبى آنان را به اسلام دعوت كرد و از ميان آنان إياس بن معاذ خود را متمايل به اسلام نشان داد اما ديگران وى را از پذيرش آن برحذر داشتند . از گزارش ابن اسحاق چنين بدست مىآيد كه اندكى بعد ، واقعه بعاث رخ داده و إياس نيز به زودى مرده است . گفته شده كه در وقت مرگ تهليل و تكبير و تحميد خداوند مىگفته است . « 2 » دربارهء اسلام آوردن وى نيز گزارش رسمى وجود ندارد . گزارش ديگرى از سمهودى است كه گروهى ازاوسيان براى يافتن همپيمان به مكه آمدند و پس از دعوت آنها به اسلام ، عمرو بن جُموح گفت كه اين مسأله بهتر از چيزى است كه شما به دنبال آن هستيد ، اما آنان نپذيرفتند . « 3 » بلاذرى نيز ضمن اشاره به دو گزارش نخست مىافزايد : بعد از اين كسانى از انصار براى انجام كارهايشان به مكه مىآمدند و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از آنان دعوت مىكرد . آنان ابراز مىكردند كه براى اين كار نيامدهاند ؛ برخى ساكت مانده و چيزى نمىگفتند . زمانى قيس بن حطيم آمد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وى را به اسلام فراخواند . او گفت : سخن شگفتى شنيده و خواست تا آن سال را فكر كند و برگردد اما در آن سال درگذشت . « 4 » با توجه به اين گزارشات مىتوان پذيرفت كه پيش از سال دهم بعثت ، گرچه اسلام بطور رسمى در يثرب جانبدارى نداشته اما تمايلاتى نسبت به پذيرش آن بوده است . حداقل آنكه آگاهيهايى از
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، صص 427 - 426 ؛ دلائل النبوه ، ج 2 ، ص 419 ( 2 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 428 ؛ دلايل النبوه ، ج 2 ، ص 420 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، ص 260 ؛ السيرة النبويه ، ابن كثير ، ج 2 ، صص 174 و 175 ، نهاية الارب ، ج 16 ، ص 305 ؛ بلاذرى در انساب الاشراف ( ج 1 ، ص 238 ) تنها اشاره به تمايل برخى از اين گروه به اسلام كرده است . ( 3 ) . وفاء الوفاء ، ج 1 ، ص 221 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 238 ؛ ابن حجر ( الاصابه ، ج 3 ، ص 281 ) از وى ياد كرده و با ياد از نقل فوق آورده است كه وى اشعار زيادى دربارهء جنگ بعاث داشته است . بنابراين بايد نقل فوق بعد از سال هشتم بعثت ( سالى كه جنگ بُعاث در آن رخ داده ) اتفاق افتاده باشد .