الشيخ رسول جعفريان
352
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
در جريان نامه نگارى به پادشاهان نوشته شده است . مىدانيم كه ابوطالب نيز با شنيدن خبر رفتن نمايندگان قريش ، ضمن اشعارى ، نجاشى را به دليل حمايت از مهاجرين مورد ستايش قرار داد . « 1 » 5 - بازگشت مهاجران حبشه شمارى از مهاجرين حبشه به تدريج باز گشتند . اين بازگشت تدريجى بوده است . عدهاى به مكه آمده و تعدادى نيز پس از هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه ، به آن شهر مهاجرت كردند . در گزارشات ديده نشده كه كسى به دليل بازگشت مورد سرزنش رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم قرار گيرد . آنان با بازگشت مجبور به تحمل شرايط سخت مكه بودند ، اگر خود چنين مىخواستند ، خود كرده را تدبيرى نبود . با اين حال رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با بازگشت آنان به مدينه نيز مخالفتى نكرده است جز آنكه تا آنجا كه ظواهر تاريخ نشان مىدهد ، مهاجرين باقى مانده منتظر دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى بازگشت بودهاند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در سال هفتم از آنان خواست تا به مدينه باز گردند . واقدى مىگويد : مهاجرين هشتاد و سه نفر مرد و يازده زن قريشى و هفت زن غيرقريشى بودند . آنان در جوار نجاشى بودند تا آنكه خبر هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را شنيدند . در اين زمان سى و سه نفر مرد و هشت زن به مدينه آمدند ، از اين تعداد دو نفر در مكه مردند ، هفت نفر محبوس شدند و تعداد بيست و چهار نفر در بدر شركت جستند . در سال هفتم هجرت رسول خدا ضمن نامهاى نجاشى را به اسلام فرا خواند و از او خواست تا آنان را به مدينه بفرستد « 2 » . اما بازگشت مهاجران تنها مربوط به دورهء مهاجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه نبود . مورخانى كه هجرت به حبشه را در دو مرحله ياد كردهاند از بازگشت شمارى از مهاجرانِ مرحلهء نخست سخن گفتهاند . حتى اگر آن گزارش نيز چندان درست نباشد پس از آنكه شمار مهاجران به بيش از هشتاد نفر رسيد كسانى به مكه باز گشتند كه البته با اشكالاتى نيز مواجه شدند . آنچه در اينجا اهميت دارد اين است كه چه عاملى سبب شده تا آنان به مكه باز گردند ؟
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، صص 334 - 333 تعَلَّم ، ابَيْتَ اللعن ، انك ماجدٌ * كريمٌ فلايَشقى لديك المجانب تعلَّم بأن الله زادك بَسْطَةً * و اسباب خير محلٌّها بك لازب . ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، صص 208 - 207 .