الشيخ رسول جعفريان
334
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
بر جاى مىنهاديم . » قسمت اخير آيه بدان اشاره دارد كه حتى اگر رسول ملك بود بايد در صورت آدمى مىآمد و در اينجا نيز مشكل همچنان وجود داشت . اين درست است كه تصور مزبور يك مشكل فكرى بوده اما براى مشركين به صورت يك توجيه در آمده بود ، اين بعد از آنى بود كه دلايلى كافى براى اثبات رسالت عرضه شده بود : « و اگر ما فرشتگان را بر آنها نازل كرده بوديم و مردگان با ايشان سخنى مىگفتند و هر چيزى را دسته دسته نزد آنان گرد مىآورديم ، باز هم ايمان نمىآوردند « 1 » . » اين را نيز بايد افزود كه خداوند اصرار بر بشر بودن رسول خود دارد و با اين اصرار سر آن دارد تا هر گونه تصور غير بشرى را دربارهء او زايل كند . او فقط يك بشر است و تنها به اذن خداوند است كه رسول مىتواند اعجازى داشته باشد . بدون اذن خدا براى انجام هر كارى ، تنها رابط انتقال الهى به مردم است . 6 - درخواست كارهاى خارق العاده : براساس تصورى كه در قسمت قبل بيان كرديم ، مشركين خواستار انجام كارهاى غير عادى خلاف و فرق عادت بودند . در اصل ، پيامبران براى اثبات رسالت خود مىبايست معجزهاى مىآوردند . قرآن در چگونگى زندگى رسولان سلف به معجزات ايشان نيز اشاره كرده است . بنابراين شايد بتوان گفت از ديد قرآن ارائهء معجزه امرى عمومى براى انبيا بوده است اما همين قرآن ، بار اصلى استدلال رسالت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را بر پايهء آيات قرآن قرار داد و از آنان خواست تا براى درك درستى رسالت آن حضرت در آيات قرآن تأمل كنند . بدين ترتيب تفاوت در ارائه معجزهء نبوت ميان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با انبياى سلف از خود قرآن ناشى شده است . اما مشركين عرب اصرار بر آن داشتند تا معجزهاى محسوس و ملموس از آن حضرت ببينند . در برابر ، اصرار خداوند آن بود كه خواست خداوند چنين نيست و از خود محمد صلى الله عليه و آله و سلم نيز كه تنها « بشرى است فرستاده خدا » چنين كارى ساخته نيست : گفتند : ما به تو ايمان نمىآوريم تا براى ما از زمين چشمهاى روان سازى ، يا تو را بُستانى باشد از درختان خرما و انگور كه در خلالش نهرها جارى گردانى ، يا چنان كه گفتهاى آسمان را پاره پاره بر سر ما افكنى ، « 2 » يا خدا و فرشتگان را پيش ما حاضر آورى ، يا تو را خانهاى از طلا باشد ، يا به آسمان بالا روى ؛ و ما به آسمان رفتنت را باور نكنيم تا براى ما كتابى كه از آن بخوانيم بياورى . بگو : پرودگار من منزه است .
--> ( 1 ) . انعام ، 111 ( 2 ) . اشاره به آيه : « اگر بخواهيم ، آنها را در زمين فرو بريم يا قطعهاى از آسمان را بر سرشان مىافكنيم » سبأ ، 9