الشيخ رسول جعفريان
312
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
بهر حال حمايت كامل بنى هاشم - جز ابولهب و ابوسفيان بن حارث بن عبد المطلب - از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، سبب امنيت و مصونيت آن حضرت بود ، هنگامى كه ابوطالب در سال دهم بعثت ( عام الحزن ) درگذشت ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با مشكلات فراوان جدّى مواجه گرديد . « 1 » اين مسأله كه خداوند به رسولش فرمان داد تا در آغاز دعوت اسلامى ، خويشاوندان نزديك خود را دعوت به اسلام نمايد و آنان را بيم دهد « 2 » شايد يك علتش آن باشد كه آنان با گرويدن خود به اسلام ، علاوه بر حمايت از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به عنوان پيامبر خدا ، از او به عنوان عضوى از خاندان خود نيز حمايت مىكردند . به هر روى ، در نظام جاهلى ، روابط قبيلهاى عاملى براى حفظ جان افراد به حساب آمده و در كنار آن - همانطور كه امير مؤمنان عليه السلام اشاره فرموده است - پيمانهايى كه افراد با قبايل ديگر داشتند ، موجب ايمنى آنان از آزار و شكنجه مىگرديد . « 3 » 4 - در نظام اجتماعى اعراب ، الگوى مردم ، رئيس قبيله بود . در انتخاب رئيس قبيله ، علاوه بر جنبههاى ارثى ، خصلتهايى مانند سخاوت ، شجاعت ، دانايى و امثال آن مؤثر بود . پس انتخاب افراد قبيله ، تابع محض رئيس خود بودند و در هر راهى كه او قدم مىگذاشت از او پيروى مىكردند . افراد قبايل در پذيرش يا ردّ اسلام بيشتر به رئيس يا رؤساى قبيلهء خود توجه داشتند و تا وقتى آنها به « دين جديد » نمىگرويدند ، افراد عادى قبايل نيز ميلى از خود نشان نمىدادند ؛ اين وضعيت مىتوانست به همان اندازه كه در دورى مردم از اسلام تأثير داشت در پذيرش آنها نيز مؤثر باشد . در تمام دورهء بعثت و حتى تا هنگام فتح مكه ، جنبهء منفى اين تأثير بيشتر مطرح بود ؛ چرا كه اغلب رؤساى قبايل نگاهشان به قريش بود و تا وقتى قريش در برابر اسلام مقاومت مىكرد ، آنها نيز تسليم نمىشدند ، البته در همان دوران شاهد تأثيرِ گرويدنِ برخى از رؤساى قبايل در گرويدن مردم به اسلام هستيم ؛ اين مطلب به صورت قابل توجهى دربارهء اسلام آوردن « سعدبن معاذ » و اثر آن در افراد قبيلهاش ، نقل شده است . « 4 » در واپسين روزهاى سقوط قريش در مكه ، قبائل مختلفى در مقابل اسلام سر فرود آوردند ، در سال نهم و دهم هجرى يكباره رؤساى قبايل نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمده اسلام را پذيرا شدند ، اگرچه قرآن پذيرش
--> ( 1 ) . السيرة النبويّه ، ابن هشام ، ص 416 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 14 ، ص 61 ، تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 36 ، الصحيح من سيرة النبى ( ص ) ، ج 2 ، ص 125 - 124 ؛ سيرة ابن اسحاق ، ص 243 ( 2 ) . آيهء « وَ انْذِر عَشيرَتكَ اْلاقْرَبينَ » سورهء شعراء ، 214 ( 3 ) . نك : تفسيرالمنار ، ج 10 ، ص 149 ( 4 ) . الصحيح من سيره النبى صلى الله عليه و آله و سلم ، ج 2 ، ص 200 ؛ حياة الصحابه ، ج 1 ، ص 170 از : البداية والنهايه ، ج 3 ، ص 152 ؛ وفاء الوفاء ، ج 1 ، ص 27