الشيخ رسول جعفريان
310
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
رو در رو بود . قريش نيز به طوايف چندى تقسيم شده و تنها گروه خاصى از آنها در برابر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم قرار داشتند . دكتر جواد على تأكيد دارد كه هيچ گونه حكومت مركزى در مكه وجود نداشت ، بلكه حكومت از آن سران و متنفدان بود كه بر پايهء وجاهت و شرافت خود در ميان مردم مطاع بودند . « 1 » اختلافات موجود در اين وضعيت سياسى در مكّه ، به سود دعوت آن حضرت بود ، زيرا درست به دليل وجود اين شرايط سرايت اسلام به قبايل ديگر با مشكل مواجه نمىشد . مدينه هم كمك شايانى به گسترش اسلام كرد ، زيرا هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم حكومت تشكيل داد ، همهء قبايل براى حل اختلاف خود آن را پذيرفتند . دشمنان حكومت اسلامى مدينه قبايل متفرقى بودند كه گرچه گاهى با يكديگر متحد مىشدند ، اما معمولًا پيوندى با همديگر نداشته و به همين دليل كارى از پيش نمىبردند . در اينجا بايد به نكتهء ديگرى هم توجه داشت . در حقيقت ، اگر از زاويهء ديگر به وضعيت سياسى اين قبايل بنگريم ، راه را براى ايجاد نوعى امپراطورى و اتحاد فراهم مىبينيم . انفجار جمعيت قبايل در جزيرة العرب امرى روشن است . ادامهء اين وضعيت ، بهطور عادى ، به غلبهء يكى از قبايل بر ديگران مىانجامد ، قبيلهاى كه به گفتهء ابن خلدون از عصبيت برتر برخوردار باشد . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قريشى با تكيه بر قدرت دينى ، توانست شرايط لازم را براى ايجاد تمركز فراهم آورد . 2 - نكتهء ديگرى كه از نظر سياسى حائز اهميت است ، فقدان سلطهء خارجى در جزيرة العرب بود ، قدرتى كه براى حفظ منافع خود در امور داخلى اعراب دخالت كرده و از قدرت يافتن هر گروه مخالف منافع خود جلوگيرى كند ، در آن سامان وجود نداشت . بخشهاى اصلى جزيرة العرب بر خلاف مناطقى چون يمن ، عراق و شام كه تحت نفوذ يكى از دو قدرت ايران و روم قرار داشت ، منطقهء آزاد به حساب مىآمد . اين بدان جهت بود كه چيزى به نام « منافع » در اين سرزمين وجود نداشت . جاحظ بر اين نكته واقف گشته و تأكيد مىكند كه كسى را رغبت غلبه بر شهر مكه نبود . « 2 » همين زمينه سبب شد تا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از عدم وجود سلطهء خارجى ، بهره گرفته و بدور از چشم آن قدرتها ، نظامى قوى و دولتى نيرومند بوجود آورد ؛ قدرتى كه توانست در موقعيت مناسب ، آن قدرتها را در خانهء خودشان به شكست بكشاند ؛ طبيعى است كه اگر آنها از اين جريان آگاهى داشتند ، از همان ابتدا مانع رشد آن مىشدند ؛ امّا موقعيت جزيرة العرب چنان بود كه بدور از چشم آنها ، اسلام در آن گسترش يافته و نيرومند شد .
--> ( 1 ) . المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام ، ج 4 ، ص 48 ( 2 ) . رسائل الجاحظ ، ج 1 ، ص 187 ( تحقيق : عبد السلام هارون )