الشيخ رسول جعفريان

303

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

دهند . « 1 » گفته شده كه آيهء ذيل دربارهء اين اقدام او نازل شده است : « وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ، بعضى از مردم خريدار سخنان بيهوده‌اند تا به نادانى مردم را از راه خدا گمراه كنند و قرآن را به مسخره مىگيرند . نصيب اينان عذابى است خوار كننده » . « 2 » بايد توجه داشت كه برخوردهاى به ظاهر علمى مشركان گرچه براى برخى از جاهلان عامى كارساز بود اما مانع نفوذ اسلام نشد . از اين رو مشركان به شيوه‌هاى عملى ديگرى نيز متوسل شدند تا مانع از تأثير قرآن در ميان مردم شوند . قرآن به شمارى از اين برخوردها اشاره كرده است از جمله مىفرمايد : « كافران گفتند : به اين قرآن گوش مدهيد و سخن بيهوده بدان بياميزيد ، شايد پيروز گرديد . » « 3 » زمانى كه ابن مسعود تصميم گرفت قرآن را بلند بخواند ، مشركان بر سر او ريخته و كتكش زدند . « 4 » گفته‌اند اين آيه نيز كه خدا به رسولش فرمود : « وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا ، صدايت را به نماز بلند مكن و نيز صدايت را بدان آهسته مكن و ميان اين دو راهى برگزين » « 5 » در اين باره بود كه اگر رسول خدا نمازش را بلند مىخواند مشركان كه صداى آيات را مىشنيدند دشنام مىدادند . خداوند از او خواست تا چندان بلند نخواند كه آنان دشنام دهند و چندان آهسته نخواند كه اصحابش استفاده نبرند . « 6 » اشراف قريش به مسافران كه وارد مكه مىشدند هشدار مىدادند تا نزديك پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نشده و سخنان او كه در اصل آيات الهى بود گوش فراندهند . « 7 » تمسخر آيات قرآنى نيز راه ديگرى بود كه مشركان براى بىاعتبارى كردن آيات قرآنى به كار مىبردند . زمانى كه اين آيات نازل شد كه « هر آينه درخت زَقُّوم طعام گناهكاران است كه همانند مس گداخته در شكمها مىجوشد » « 8 » ابوجهل دستور داد تا قدرى كره و خرما براى او آوردند و گفت : از اين دو زقوم درست كنيد ، ما زقوم را جز اين نمىشناسيم . در آن وقت آيات ديگرى در وصف زقوم آمده كه زقوم : « درختى است كه از اعماق جهنم مىرويد ، ميوه‌اش همانند سر شياطين است » . « 9 » آنگاه قريش از روى تمسخر گفتند : آيا درخت از آتش

--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 300 ، 308 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 460 ( 2 ) . لقمان ، 6 ؛ مجمع البيان ، ج 8 ، ص 313 ( 3 ) . فصلت ، 26 و نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 313 ؛ عيون الأثر ، ج 1 ، ص 202 ( 4 ) . سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 469 ( 5 ) . اسراء ، 110 ( 6 ) . سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 468 ( 7 ) . به احتمال آيات 91 و 92 سورهء حجر دربارهء آنان نازل شده است نك : دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 200 ( 8 ) . دخان ، 45 - 43 ( 9 ) . صافات ، 62 و 63