الشيخ رسول جعفريان

271

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

از نفرين رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در حق اين استهزاء كنندگان دانسته‌اند . « 1 » برجسته‌ترين اين چهره‌ها ابوجهل ، ابولهب ، اسود بن عبد يغوث ، وليد بن مغيره ، عاص بن وائل ، عُقبة بن ابى معيط و ابوسفيان مىباشند . ابولهب ( عبد العزى بن عبد المطلب ) كه يكى از دو هاشمى مخالف با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود ، در تمام دوران بعثت ، از هيچ كوششى در جلوگيرى از رشد اسلام خوددارى نكرد . بلاذرى حكايتى نقل كرده كه ابولهب از پيش از بعثت با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ميانه‌اى نداشته زيرا زمانى كه ميان ابولهب و ابوطالب درگيرى رخ داده و ابولهب بر سينهء ابوطالب نشست ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را كنار انداخته و آنگاه ابوطالب بر سينهء ابولهب نشسته است . « 2 » ابولهب دربارهء علت مخالفت خود مىگفت : اى فرزندان عبد المطلب اين امر [ اسلام ] ، امر بدى است ، قبل از آن كه ديگران جلوى او را بگيرند شما جلويش را بگيريد ؛ زيرا اگر مسلمان شويد در ميان ديگر اعراب ذليل مىشويد و اگر از او دفاع كنيد كشته مىشويد . در ادامهء همين نقل آمده است كه او ترس آن داشت كه بنى عبد المطلب در برابر همهء قريش و عرب قرار گيرند . « 3 » به هر روى پس از آغاز علنى شدن دعوت ، ابولهب و همسرش‌ام جميل ، با شدت تمام به تبليغ بر ضد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرداختند تا جايى كه از ميان دشمنان ، تنها كسى بود كه خداوند از او و همسرش در قرآن ياد كرد . ابولهب دشمنى خود را با طلاق دادن دو دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه آنان را براى دو فرزندش عقد كرده بود آغاز كرد . « 4 » زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مردم را دعوت به توحيد مىكرد او در پى آن حضرت مىرفت ، به او سنگ مىانداخت و به مردم مىگفت : او را اطاعت نكنيد ، او صابئى شده و كذاب است ! « 5 » آزار او به قدرى زياد بود كه خداوند در حق او و همسرش‌ام جميل فرمود : « دستهاى ابولهب بريده باد و هلاك بر او باد . . . و زنش هيزم كش است و برگردنش ريسمانى از ليف خرما دارد » . « 6 » گفته شده خداوند از آن روى همسرش را حمالة الحطب ناميد كه خار بر سر راه رسول

--> ( 1 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، صص 339 - 335 ، تثبيت دلائل النبوه ، صص 345 - 344 ؛ مجمع البيان ، ج 6 ، ص 346 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، صص 206 ، 203 - 202 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 130 ، ش 263 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 119 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 123 - 122 ( 5 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 423 ؛ تاريخ يحيى بن معين ، ج 1 ، ص 238 ؛ كنزالعمال ، ج 6 ، ص 302 ؛ المستدرك ، ج 1 ، ص 15 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، ص 190 ؛ المصنف ، ابن ابى شيبه ؛ ج 7 ، ص 332 ( 6 ) . مسد ، 2 ، 4