الشيخ رسول جعفريان
267
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
است نبود . « 1 » در مورد پيشنهادهاى سازش كارانه مىتوان به پيشنهادهاى آنان در اعطاى پول و منصب اشاره كرد . ابن اسحاق گفته است : آيهء « قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ » « 2 » در رد پيشنهادات مالى مشركان نازل شده است . « 3 » به گزارش همو ، اشراف قريش در پى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرستاده درخواست مذاكره با وى كردند . آنان گفتند : تو چيزى بر قومت آوردهاى كه در ميان عرب كسى براى قومش چنين نياورده ، تو پدران ما را دشنام دادى ، دين ما را ناروا شمردى ، خدايان ما را ناسزا گفتى و دانايان ما را سفيه دانستى و جماعت ما را متفرق كردى و چيزى را كه زشتتر از آن نبود در ميان ما و خود به وجود آوردى . اگر با اين كار در پى جمع آورى ثروت هستى ، آنقدر به تو مىدهيم كه ثروتت از همه فزونتر گردد ، اگر شرف مىخواهى ، ما تو را بر خود سيادت مىدهيم ؛ اگر مُلك و پادشاهى مىخواهى ، چنين مىكنيم ، اگر جن بر تو تسلط يافته تو را معالجه كنيم تا سلامتت را بازيابى ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در پاسخ گفت : براى هيچ يك از اين چيزها ، ادعاى نبوت نكرده بلكه تنها فرستادهء خداست كه براى نصيحت آنان آمده ، اگر بپذيرند كه نفعش از آن خود آنهاست و اگر نپذيرند او صبر خواهد كرد تا خدا ميان او و آنان حكم كند . « 4 » در نقل ديگرى از جابر آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در برابر پيشنهادات مالى آنان ، آيات اول سورهء فصلت را خواند تا آنجا كه « فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ » ، « 5 » اگر از دعوت تو اعراض كردند بگو : شما را به صاعقهاى همانند صاعقهاى كه بر عاد و ثمود فرود آمد ، تهديد مىكنم . عتبة بن ربيعه در برابر اين آيات درمانده شد و بازگشت ؛ بلاذرى از قول عتبه مىافزايد كه به قريش گفت : او را با عرب آزاد گذاريد ، او كار خويش را رها نخواهد كرد . « 6 » خود آن حضرت نيز مىفرمود : حتى اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در دست چپ او بگذارند كار دعوت را تا غلبهء آن دنبال خواهد كرد مگر آن كه در اين راه جان خويش را از دست بدهد . « 7 » پيشنهاد سازش كارانهء ديگر مشركان ، ساكت كردن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود . در اصل ، زمانى
--> ( 1 ) . در اين باره به حكايت مفصلى كه ابن هشام ( السيرة النبويه ، ج 1 ، ص 413 - 412 ) نقل كرده مراجعه كنيد . ( 2 ) . سبأ ، 47 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 313 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 296 - 295 ( 5 ) . فصلت ، 13 ( 6 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 331 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 151 ؛ تاريخ يحيى بن معين ، ج 1 ، صص 55 - 54 . ( روايت در اينجا مفصل است ) ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 293 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، صص 197 - 196 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، صص 449 - 447 ( 7 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 266 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 230