الشيخ رسول جعفريان

261

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

را ملامت نمىنمود . « 1 » رسول خدا نيكوترين مردم ، بخشنده‌ترين و شجاع‌ترين آنان بود . « 2 » يكى از اصحاب گويد : وقتى نزد او از دنيا سخن مىگفتيم با ما همراهى مىكرد وقتى سخن از آخرت بود در آن باره با ما سخن مىگفت و زمانى نيز كه سخن از طعام بود چنين مىكرد . « 3 » و عايشه مىگفت : « كان خُلْقُه القرآن » « 4 » يا آن كه « كانَ خُلْقُهُ كَما جاء فى القرآن « وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ » . « 5 » نيز نقل شده است كه : « كان اذا حَدَثَ بِحَديثٍ تبسّم فى حديثه » « 6 » و اين كه هرگاه سخن مىگفت تبسم بر لبانش بود . « 7 » همچنان كه يكى از اصحاب گفته است : « ما رأيت رجلا اكثر مزاحا من رسول الله » شوخ‌تر از رسول خدا نديدم . « 8 » گويند : فردى اعرابى بود كه با حضرت شوخى مىكرد . يك بار هديه‌اى آورده بود و بعد مىگفت : پول هديه ما را بدهيد . حضرت ، گاهى كه دلشان مىگرفت مىفرمودند : كاش آن اعرابى بود و ما را از ناراحتى در مىآورد . اخلاق هدايتى آن حضرت هم جالب بود . معاويه بن حكم گويد : در نماز بوديم ، شخصى عطسه كرد . من رحمك الله گفتم . همه به من نگاه كردند . دوباره عطسه كرد ، باز رحمك الله گفتم . وقتى نگاه مردم را ديدم ، بلند گفتم : مادرش به عزايش بنشيند چرا به من مىنگرند ؟ ديدم مردم دستشان را روى زانوهايش مىزنند . من ساكت شدم . وقتى نماز تمام شد ، رسول خدا مرا صدا كرد . به خدا ، هيچ معلمى را پيش از آن و پس از آن ، بهتر از او نديدم ، نه من را زد و نه فرياد سرم كشيد ، تنها فرمود : ان صلاتك هذا لايصح لان فيها شىء من كلام الناس ، انما هى التسبيح و التكبير و تلاوة القرآن ، اين نماز درست نيست ، چون حرف در آن « 9 » زدى . نماز تنها تسبيح و تكبير و تلاوت قرآن است و بس . ابوامامه گويد : جوانى نزد آن حضرت آمد و گفت اجازه زنا به من بدهيد ! مردم بر سرش فرياد كشيدند . حضرت فرمود : آرام باشيد . آنگاه رو به جوان كرد و فرمود : آيا براى مادرت هم مىپسندى ؟ گفت : نه . حضرت فرمود : مردم هم براى مادرانشان نمىپسندند . آيا تو براى خواهرت هم مىپسندى ؟ گفت : نه . حضرت فرمود مردم هم براى خواهرانشان نمىپسندند .

--> ( 1 ) . المعرفة والتاريخ ، ج 3 ، صص 359 - 357 ؛ طبقات الكبرى ، ج 1 ، صص 422 - 425 ( بااختصار ) ( 2 ) . المعرفة والتاريخ ، ج 3 ، ص 361 ( 3 ) . المعرفة والتاريخ ، ج 3 ، ص 361 ؛ دلائل النبوه ، ج 1 ، ص 313 ؛ درجاى ديگرى نيز آمده كه وقتى اصحاب در مسجدگرد هم ، جمع شده ، از اشعار و اخبار جاهلى ياد مىكردند رسول خدا تبسم نمود . طبقات ، ج 1 ، ص 372 ؛ المعرفة والتاريخ ، ج 3 ، ص 363 ؛ سنن بيهقى ، ج 1 ، ص 240 ( 4 ) . المعرفة و التاريخ ، ج 3 ، ص 361 . ( 5 ) . البدء و التاريخ ، ج 5 ، ص 2 ( 6 ) . اخلاق النبى صلى الله عليه و آله و سلم ، ابوالشيخ ، ص 95 ( 7 ) . نثرالدر ، ج 2 ، ص 133 ( 8 ) . اخلاق النبى صلى الله عليه و آله و سلم ، ابوالشيخ ، ص 87 ( 9 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 7 ، ص 19