الشيخ رسول جعفريان
258
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
گفته شده كه اين آيه ، وضعيت پيش از نزول قرآن را بيان مىكند . با اين حال آنچه در حديبيه رخ داد نشان مىداد كه تا آن زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آگاهى به نوشتن و خواندن نيافته است . وقتى قرار شد تا عنوان « رسول خدا » از معاهدهء صلح با مشركان حذف شود ، و على عليه السلام طاقت محو آن نياورد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از او خواست تا كلمهء مورد نظر را به وى نشان دهد تا خود آن را محو كند . در برابر ، نقلهايى وجود دارد كه : « ما ماتَ رسول الله حتّى كَتَبَ و قَرَأ » « 1 » اما شاهدى كه نشان دهد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم متنى را به دست خويش نگاشته گزارش نشده است . به هر روى اصرار بر نخواندن و ننوشتن در تحليل قرآنى آن ، وسيلهاى براى اثبات رسالت و نبوت آن حضرت و معجزهء قرآن تلقى شده است . شايد بتوان امى بودن را خالى الذهن بودن از تربيتهاى كتابى و مدرسهاى نيز دانست . قومى بدوى كه هيچ مركز تربيت فكرى ندارند ، قومى امّى و بىكتابند . محتمل آن است كه حتى در جاهليت ، اعراب در قياس با كسانى كه آنان را اهل كتاب مىخواندند ، خود را امّى مىناميدهاند . در مجموع با توجه به محيط پرورشى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و عدم وجود امكانات آموزشى و تحصيلى ، مىتوان گفت ظهور اسلام از زبان آن حضرت و القاى قرآن توسط آن حضرت همراه با ديگر رفتارهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خود به عنوان يك معجزهء قطعى در آن محيط تلقى مىشد . در واقع ، خود سيره و روش و ويژگىهاى حضرت ، عاملى براى اثبات نبوت آن حضرت بود . « 2 » 5 - پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و اخلاق براى خُلْق و خوى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىبايد سهمى اساسى در كار نشر دعوت او در نظر گرفته شود . ويژگيهاى اخلاقى آن حضرت تا اندازهاى است كه مىتوان او را يك اسوهء تمام عيار اخلاق انسانى در حد بسيار بالا دانست . بايد توجه داشت كه خلق و خو به مقدار زيادى ، خصيصهاى فردى و تا اندازهاى لطف الهى است . علاوه بر آن بايد به اين رسالت ويژه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز اشاره كرد كه « إنّما بُعِثْتُ لأُتمم صالِحَ الأخلاق » « 3 » . جذبهء پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در جذب دوستان فراوان او و نيز عامهء مردم مكه و بعدها مدينه ، به خوبى در روايات تاريخى منعكس شده است . اما قبل از آن ، صراحت قرآن بهترين شاهد اين امراست : « و تو راست خُلقى عظيم [ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ] » « 4 » . « به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اين چنين خوشخوى و مهربان هستى ، اگر تند خو و سخت دل مىبودى از گرد تو پراكنده مىشدند . » « 5 » به همين دليل است كه خداوند از او مىخواهد با رويى گشاده پذيراى نو مسلمانان باشد : « چون ايمان آوردگان به آيات ما ، نزد تو آمدند ، بگو : سلام
--> ( 1 ) . شرح القاموس ، ج 8 ، ص 191 ؛ به نقل از : تاريخ العرب فى الاسلام ، ص 172 ( 2 ) . بنگريد : الفصل فى الملل و الاهواء و النحل ، ج 2 ، ص 90 ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 192 ، [ حُسْن الاخلاق بجاى « صالح الاخلاق » ] ، ص 193 ؛ بحارالانوار ، ج 16 ، ص 210 ، ج 67 ، ص 382 ، 372 ؛ مجمع البيان ، ج 10 ، صص 334 - 333 ( 4 ) . قلم ، 4 ( 5 ) . آل عمران ، 159