الشيخ رسول جعفريان

230

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

نقلهاى مزبور كه از چند نفر مشخص و نوعاً ناصالح براى نقل وقايعِ نخستينِ وحى هستند ، دشوار به نظر مىرسد . مسألهء ديگر فشار دادن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بوده ، آن هم براى خواندن چيزى كه آن را نمىدانسته است . البته تحمل وحى امرى دشوار بوده و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همواره در زمان اخذ وحى گرفتار تنش شديد جسمى مىشده است . « 1 » به هر روى آغاز وحى نمىتوانسته براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چندان عادى باشد امانه به قيمت فراموشى ساده‌ترين اصول عقلى و دينى در امر وحى و نبوت . در رواياتى كه از امام صادق عليه السلام نقل شده ، بر اطمينان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در برخورد با ملك وحى تأكيد شده است . آن حضرت در برابر اين سؤال كه رسولان چگونه رسالت خود را مىشناسند فرمود : پرده از برابر آنان كنار مىرود . « 2 » خداوند در قرآن بر اين اطمينان تكيه دارد : « قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي » « 3 » ، « قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي » « 4 » در بعضى نقلها آمده است كه حضرت فرمود : در حالى كه در خواب بود ، جبرئيل بر او فرود آمد . در حديث عايشه نيز آغاز وحى با رؤياى صادقه همراه دانسته شده است . بايد توجه داشت كه بيشتر روايات نزول سورهء علق را در بيدارى دانسته‌اند ؛ به علاوه حديث عايشه نيز چنين است . در اصل ، مقصود او اين است كه قبل از نزول وحى قرآنى ، رؤياى صادقه كه چونان سپيدهء صبح ، محقق مىشده ، مطرح بوده است . بنابر اين نبايد وحى قرآنى را در خواب دانست . « 5 » دربارهء كيفيت اتصال رسول با خدا ، خود قرآن اظهار نظر كرده ، آنجا كه فرموده است : « هيچ بشرى را نرسد كه خدا جز به وحى يا از آن سوى پرده ، با او سخن گويد . يا فرشته‌اى مىفرستد تا به فرمان او هرچه بخواهد به او وحى كند . او بلند پايه و حكيم است » « 6 » چنين

--> ( 1 ) . در اين باره گفته شده : فشار جبرئيل براى آن بود تا توجه رسول را از چيزهاى ديگر دور كند يا براى آن بود تا اهميت تحمل وحى را به وى بنماياند ؛ وقتى روشن شد كه تحمل اين فشار را دارد بر او وحى را فرو فرستاد ، براى توجيهات ديگر نك : سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، صص 322 - 321 . خواهيم ديد كه در نخستين آيات سوره مزمل نيز از وحى به عنوان « قول ثقيل » ياد شده است . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 11 ، ص 56 ؛ ونك : ج 18 ، ص 262 ؛ تفسير عياشى ج 2 ، ص 201 ؛ التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 49 ( 3 ) . انعام ، 57 ( 4 ) . يوسف ، 108 ، طبرسى در نقد روايت نقل شده از جابر بن عبد الله كه نوعى واهمه از اولين وحى را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نسبت داده مىگويد : اين صحيح نتواند بود زيرا خداوند جز با دلايل آشكار و نشانه‌هاى روشن به رسولش وحى نمىكند ، بطورى كه رسول مطمئن است كه آنچه به او وحى مىشود از ناحيه خداوند است نك : مجمع البيان ، ج 10 ، ص 384 ؛ جواب شامى ( سبل الهدى ، ج 2 ، ص 326 ) از اين اشكال به هيچ روى قانع كننده نيست كه اطمينان ورقه به نبوت محمد ، بيش از اطمينان خود وى باشد . ( 5 ) . دربارهء توجيه اين نقلها نك : سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 302 ( 6 ) . شورى ، 51 ، متكلمان بر پايهء آيات و روايات به چند نوع وحى اشاره كرده‌اند 1 - رؤياى صادقه درخواب كه داستان ابراهيم ( صافات ، 102 ) گواه آن است . 2 - القاى آيات در قلب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ( بقره ، 97 ؛ شعراء ، 194 - 192 ) . 3 - شنيدن صداى ملك كه بر او ظاهر مىشود . 4 - سخن گفتن مستقيم خدا از وراى پرده . 5 - سخن گفتن خدا با او بدون حجاب ( بر پايه سخن برخى سنيان كه گفته‌اند : رسول ، خداى را به چشم ديد ! و البته سخنى نارواست ) . 6 - مكالمهء خدا با رسول در خواب . در اين باره به كتابهايى كه در زمينه علوم قرآنى نگاشته شده مراجعه شود ؛ از جمله نك : « وحى » از استاد امينى ، ش 59 از سلسله مقالات منتشر شده توسط كنگره شيخ مفيد .