الشيخ رسول جعفريان
217
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
داده و آنها را متهم به « قول بدون عمل » مىكند ، البته مؤمنين را از آنها مستثنى مىكند . چنان كه شعرايى چون عبد الله بن رواحه ، كعب بن مالك ، و حسان بن ثابت شعرايى بودند كه در مدح پيامبر و هجو مشركين شعر مىگفتند « 1 » : در پايان بايد اشاره كنيم كه به گفتهء بعضى راويان ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شعر را در رديف علم الانساب شمرده و علمى مىداند كه نفعى در بر ندارد و ندانستن آن جهلى است كه ضررى همراهش نيست . « 2 » دانش تبارشناسى يكى ديگر از ضرورتهاى زندگى عرب جاهلى ، با آن همه تفرقه و تشتت ، اين بود كه قبيله خود را شناخته در صورت امكان « نسب شناس » گرديده ، و ريشهء قبايل را دريافته ، بر تقسيم بندىهاى داخلى و جدا شدن عشيره و مستقل شدن هر يك آگاه شده و تك تك آباء و اجداد قبايل و بعضاً اخبار و قهرمانيهاى آنها را بشناسد . هيچ فردى جداى از قبيلهء خود و ارزشهاى آن شخصيتى نداشت ، بنابراين سعى مىكرد هر گونه ارزشى كه از گذشتهء قبيلهاش بر جاى مانده آن را حفظ كند و به رخ ديگران بكشد . آلوسى دربارهء اين كه علم الانساب ضرورت زندگى عرب جاهلى است مىگويد : عرب جاهلى اهميت زياد به ثبت و حفظ انساب خود مىداد چرا كه اين معرفت وسيلهاى براى الفت و هميارى بود ، آنها محتاجترين افراد به اين معرفت بودند زيرا تشتت و تفرقه بين قبايل هميشه موجب بروز جنگ و جدال مىشد و از آنجا كه نمىخواستند كسى غير از خودشان بر آنها تسلط يابد انساب خود را حفظ مىكردند تا بر دشمن پيروز شوند ، چرا كه وقتى خويشاوندان با هم تعاطف داشته و تعصب خويشى در ميان باشد الفت و هميارى بين آنها به وجود آمده و از ذلت و تفرقه جلوگيرى خواهد شد « 3 » همين نياز سبب شده بود تا نسب شناسان هر قبيله ، موقعيت اجتماعى خوبى داشته باشند زيرا مورد رجوع مردم در امر نسب بودند « 4 » در هر حال اين خود دانشى بوده و ما مىپذيريم كه يكى از دانشهاى عرب همين علم انساب است . « 5 » آنچه اهميت دارد بررسى ارزش اين علم است ؛ در اينجا ما روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را در اين باب نقل مىكنيم : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وارد مسجد شده ، مشاهده كرد كه عدهاى از مردم گرد
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 208 ( 2 ) . الترتيب الاداريه ، ج 2 ، ص 230 ( 3 ) . بلوغ الارب ج 3 ص 182 ( 4 ) . المفصل ، ج 1 ، ص 472 ؛ وى نام برخى از مهمترين نسب شناسان را آورده است . ( 5 ) . المختصر فى اخبارالبشر ، ج 1 ، ص 99