الشيخ رسول جعفريان

211

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

شايع بوده و تاكنون هيچ نوشتهء جاهلى به دست نيامده است . شايد منظور آنها اين است كه اصل مسأله كتابت وجود داشته است . چنين امرى قابل انكار نيست ، آنچه پذيرفتن آن دشوار است شيوع كتابت و استفاده از آن در مسايل فرهنگى و انتقال دانش است . كسانى كه ورود كلمات را در قرآن دليل شيوع نوشتن در جاهليت مىدانند ، بايد توجه داشته باشند كه كلمهء امّى دلالت بر آن دارد كه اينان درس ناخوانده ونا آشناى به خواندن و نوشتن بوده‌اند . « 1 » ثانياً : وجود اين كلمات در ميان لغات يك زبان ، دليل بر آن نيست كه خواندن و نوشتن شيوع فراوان داشته است . خواندن و نوشتن از صدها سال قبل از آن وجود داشته و حتى يهوديان و نصارا در ميان عرب بوده ، تورات و انجيل در اختيار داشته و قطعاً عرب بايد براى ابزارى كه ديگران براى نوشتن و خواندن به كار مىبرند اسمى انتخاب كند . امر به نوشتن ديون دليل شيوع آن نيست ؛ چه بسا در ميان يك شهر وجود ده نفر براى نوشتن همهء ديون كافى باشد ، همان گونه كه مورخان وجود هفده نفر را كه نوشتن مىدانستند متذكر شده‌اند . به علاوه قرآن بااين دستور خود مىخواهد از اين پس وجود كتابت و قرائت را در ميان عرب قوت بخشيده و همان گونه كه با قسم به قلم به آن ارزش داده ، از اين راه نيز كتابت و قرائت را در ميان آنها كسترش دهد . ثالثاً : اين چگونه تاريخنگارى است كه اجتهاد در برابر نص است ؟ از مورّخان كهن ، كسانى چون بلاذرى ، ابن قتيبه ، واقدى ، ابن عبدربه اندلسى و از معاصرين آلوسى « 2 » و محمد كردعلى « 3 » به آن اعتراف دارند . رابعاً : ما نبايد هر لغتى را كه درقرآن به كار رفته درست در همان معنايى بدانيم كه در جاهليت در آن معنا به كار رفته است . احمد امين گويد : در قرآن الفاظى وجود دارد كه معناى آن در اسلام تغيير كرده و اگرچه در جاهليت معناى عامى داشته در اسلام معناى خاصى پيدا كرده است ، كلماتى همچون صلات ، زكات ، حج ، بيع و مزارعه در اين شمار است . او مىافزايد : الفاظ وتعبيرات و معانى آنها ، هيچ گاه بطور كامل زبان و لغت عرب جاهلى را نمودار نمىكند ، براى اين كه قرآن الفاظى را استعمال مىكند كه عرب جاهلى آن را استعمال نمىكرده‌اند . قرآن الفاظ را به معناهايى نسبت مىدهد كه در جاهليت بطور كامل در آن معانى به كار نمىرفته است ؛ چنان كه استعارات و مجازهايى را استعمال مىكند كه خارج از محدوده‌اى است كه عرب جاهلى آن را استعمال مىكرده است . قرآن اسلوب ويژه خود را دارد كه به دور از اسلوب عرب جاهلى است . آنگاه او از قول سيوطى در المزهر مىگويد .

--> ( 1 ) . العقدالفريد ، ج 4 ، ص 160 ؛ بحوث فى تاريخ القرآن و علومه ، ص 140 ، 139 ( 2 ) . بلوغ الارب ، ج 3 ، ص 37 ( 3 ) . الاسلام والحضارة الدينية ، ص 124