الشيخ رسول جعفريان
182
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
امر ، مىتواند سخن مشركين با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم باشد كه مىگفتند : اين بتها اقوام گذشته هستند كه مطيع خدا بوده ، ما صورتى از آنها ساخته و عبادتشان مىكنيم . « 1 » در مورد سه بت مشهور ، يعوق و يغوث و نسر ، گفته شده : اينها از قوم نوح بودهاند و افرادى صالح بودند ، بعدها مجسمهء آنان به صورت بت درآمد . « 2 » در مورد لات نيز گفته شده : او در واقع مرد صالحى بوده است كه غذا براى حاجيان درست مىكرده ، وقتى او مرد ، تمثالى از او درست كردند ، بر آن بنايى ساختند و اسمش را « بيت الربه » نهادند . « 3 » ابن قيّم بررسى علل بت پرستى گفته است : تعظيم مردگان سبب شد تا كم كم صورتهايى از آنها به شكل بت ساخته شود . از هشام كلبى از پدرش نقل شده كه بتهاى ودّ و سواع و يغوث و نسر اقوام صالحى بودهاند كه بعدها پنج بت به شكل آنها ساخته شده است ، « 4 » علامهء طباطبايى نيز شواهدى بر اين مطلب ذكر فرمودهاند . « 5 » قاعدتاً در اصل اين مسأله ترديدى وجود ندارد جز آن كه اخبارى كه در ارتباط با قوم صالح يا جز آن آمده ، چندان مورد وثوق نيست . ه : عامل ديگرى كه در اشاعهء شرك سهم عظيمى به خود اختصاص داده ، اختلافاتى بوده كه در ميان قبايل وجود داشته است ، به تعبير ديگر مسايل اجتماعى و سياسى نيز خود عاملى براى اشاعه و گسترش بت پرستى بوده است . استمرار جنگ و درگيرى بين قبايل موجد فرهنگى بود كه مهمترين نمودش جدا كردن قبايل از يكديگر بود . بر پايهء اين فرهنگ ، قبايل از هم فاصله مىگرفتند و سعى داشتند هر شرافت و افتخارى كه وجود دارد ، نصيب خود كرده و قبيلهء مقابل خود را از بين ببرند . كم كم اين اختلافات تا آنجا گسترش يافت كه توحيدرا درمعرض دگرگونى قرار داده و زمينه را براى اين كه هر قبيله خدايى مخصوص به خود داشته باشد فراهم كرد . وقتى ما نتيجهء توحيد عملى را در جامعه ، وحدت قشرهاى مختلف مردم در جهت واحد و بسوى خداى متعال بدانيم از وجود اختلاف وتشتت در ميان مردم نمىتوان جز اختلاف ميان خدايان را انتظار داشت . آنها بايد خدايى را انتخاب مىكردند كه دشمن آنها را از بين ببرد ، طبعاً دشمن هم خدايى را انتخاب مىكرد كه اينها را از بين ببرد . وقتى عمرو بن لحى به شام رفت ، ديد مردم بت مىپرستند . گفت اينها چيست كه مىپرستيد ؟ گفتند : خدايانى است كه از آنها براى غلبه بر دشمن كمك مىگيريم . « 6 » بر پايهء همين نگرش ، قبايلى بود كه عزّى بت قريش و بنى كنانه ، « 7 » منات بت اوس
--> ( 1 ) . بهج الصباغه ، ج 2 ، ص 154 ( 2 ) . الروض الأنف ، ج 1 ، ص 359 ( 3 ) . بلوغ الإرب ، ج 1 ، ص 346 ( 4 ) . بلوغ الإرب ، ج 2 ، صص 213 - 212 ( 5 ) . الميزان ، ج 10 ، ص 285 ، در همين ، ص فحه روايتى از امام ، صادق عليه السلام در همين موضوع از علل الشرائع نقل شده است . ( 6 ) . المنمق ، ص 353 ( 7 ) . السيرة النبويه ، ج 1 ، ص 78 ؛ الأصنام ، ص 18