الشيخ رسول جعفريان
177
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
تابستانى و زمستانى را به راه انداخته است . « 1 » گو اين كه تجارت قريش قبل از وى محدود به خود مكه و براى اعراب بوده است اما هاشم آنها را به خارج مكه برده است . « 2 » ابن خلدون مسألهء مسافرتهاى تابستانى و زمستانى را ابتكار هاشم ندانسته است و او مىگويد : اين مسافرتها به ضرورت ييلاق و قشلاقى بوده كه همهء عرب بدان گرفتار بودهاند و آنها بايستى اين مسافرتها را براى فرار از گرما انجام دهند . « 3 » در جواب بايد گفت : اولًا اين مسأله كه دربارهء عرب ذكر شده ، جداى از مسألهء مسافرتهاى تجارتى تابستانى و زمستانى است كه قرآن دربارهء قريش آورده است . ثانياً : آنان كه از اين مسافرتها ياد كردهاند ، اهداف آن را تجارت ذكر كردهاند نه براى فرار از گرما . ثالثاً : تاريخ به اين مطلب كه هاشم مبتكر اين مسافرتها بوده ، صراحت دارد ، شاهد آن همان شعرى است كه گذشت . بنابراين سخن ابن خلدون اجتهاد در برابر نصّ است . علاوه بر هاشم ، عبد المطلب نيز از موقعيت ممتازى برخوردار بوده است . حلبى مىگويد : او ملجا قريش در مشكلات و از حليمان و حكيمان آنان بوده است . وى اول كسى است كه در غار حرا به عبادت پرداخته است . « 4 » قريش تنها كسانى بودند كه اولًا به دليل داشتن امان نامه و ثانياً و مهمتر از آن ، به عنوان اين كه اهل حرمند ، زمينه براى تجارت داشتند . آنان در هر جا كه مورد هجوم غارتگران قرار مىگرفتند ، خود را اهل حرم معرفى مىكردند . قرآن نيز در سورهء قريش بدين مطلب اشاره دارد . « 5 » كعبه نزد اكثر عرب قداست داشت و آنها اهل كعبه و اهل حرم را احترام مىنهادند . قريش به دليل آن كه خود را اهل حرم مىدانستند ، امتيازات دينى خاصى را به خود اختصاص داده و نام « اهل حمس » را براى خود برگزيده بودند . آنها ديندارى خودد را شديدتر دانسته و به همين دليل خود را برتر از ديگران مىديدند . « 6 » نكته ديگرى نيز كه بر شهرت قريش افزوده بود واسطهء تجارتى بودن مكه و بر سر راه تجارت حبشه ، يمن ، شامات قرار داشتن آنان مىبود ؛ اين تجارت شامل سفر به يمن ، حضرموت ، حيره ( در شرق ) ، بصرى ( در شمال ) ، شام ، غزه و مصر مىشد . « 7 » آنها به دليل كار تجارت ، از جنگ دست كشيدند تا دچار اسارت و يا از دست دادن اموالشان نشوند . « 8 »
--> ( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 545 ( 2 ) . المنمق ، صص 32 - 31 ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 2 ، صص 337 - 336 ( 4 ) . السيرة الحلبية ، ج 1 ، ص 237 ؛ المنمق ، ص 13 ( 5 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 456 ، ايلاف به معناى آن است كه مردم بدون حلف و پيمان در امان باشند و اين ضمن قرار دادى كه ميان قريش و رومىها و اعراب امضاء شد ، مطرح بوده است . نك : المنمق ، صص 33 - 32 ( 6 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، صص 203 - 199 ( 7 ) . العصرالجاهلى ، ص 50 ( 8 ) . ثمارالقلوب ، ص 11