الشيخ رسول جعفريان
142
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
به نام ابوزيد احمد بن سهل بلخى ( م 322 ) چاپ شد . اما روى صفحهء نخست جزء سوم كه به سال 1903 چاپ شد آمد كه كتاب از مطهر بن طاهر مقدسى ( المنسوب تأليفه لابى زيد احمد بن سهل بلخى ) است . وى اين مطلب را از آنچه در غرر السير ثعالبى آمده بوده ، دريافته است . « 1 » سزگين نوشته است كه وى اين كتاب را در بُسْت سجستان تأليف كرده ، « 2 » جايى كه به احتمال محل تولد يا زيست او نيز بوده است . آقاى شفعيى فهرستى از مشايخ او را بر اساس آنچه در كتابش آمده ، آورده است . وى همچنين مسافرتهاى مؤلف را به سيستان ، مرو ، سيرجان ، ماسبذان ، خوزستان ، فارس ، جندى شاپور و مكه و عراق و شام و مصر كه در مطاوى كتاب به آنها اشاره كرده يادآور شده است . « 3 » از مقدمهء وى بر كتاب بر مىآيد كه مقدسى در ارزيابى نقلهاى تاريخى و آنچه كه دربارهء جهان گذشته و افكار و آراء و اديان موجود در آن گفته شده وفادار به عقل است . وى از « غرائب العجائب » هايى ياد مىكند كه « قصه خوانان » نقل كرده و از ديد عقلانى مردود است . ترهات و اباطيل و اسمارى كه همگى باطل بوده و بهرهاى از حق در آنها نيست . « 4 » پس از آن از شخصى بدون ياد نام او - كه شايد نامش در متن اصلى بوده - و با تعبير « فلان » ياد كرده كه از وى خواسته است تا كتابى خالى از اين ترهات و بدور از افراط و تفريط براى وى تدوين كند . . . منحطا عن درجة العلو ، خارجا عن حد التقصير ، مهذبا من شوائب التزيّد ، مصفى عن سقاط الغسالات و خرافات العجائز و تزاوير القصاص و موضوعات المتهمين من المحدثين . وى هدف خود را در عين حال يك هدف كاملا دينى مىداند و كتابش را به قصد دفاع از اصل اسلام « ذبّا عن بيضة الاسلام و ردا لكيد مناويه » مىنگارد . وى در مقدمه فهرست اجمالى مباحث مطروحه در كتابش را به دست مىدهد . بحث با آفرينش يا همان « المبتدأ » آغاز مىشود . پس از آن اخبار انبيا و امم و نسلها و سلسلههاى شاهان عرب و عجم را آورده و آنگاه اخبار خلفا را تا زمان نگارش اين كتاب كه سال 355 هجرى است نقل مىكند . در نهايت نظرى هم به آينده دارد و آن نقل روايات ملاحم و فتن است ، آن هم بر اساس آنچه كه در كتب متقدمه آمده است . در اين بين به مسائلى چون عمران و آبادى زمين ، چگونگى اقاليم و ممالك ، فتوحات و جنگها نيز خواهد پرداخت . با همهء آنچه گذشت وى بحثى اعتقادى را در نخستين فصول كتابش لازم مىشمرد .
--> ( 1 ) . دربارهء علت احتمالى اين انتساب خطا ، نك : آفرينش و تاريخ ، ج 1 ، ص 36 ( 2 ) . تاريخ التراث العربى ، التدوين التاريخى ، ص 187 ( 3 ) . آفرينش و تاريخ ، ج 1 ، تا ص 47 ( 4 ) . وى پس از نقل خبر مربوط به خيبر ، مىنويسد : اين است روايت درست ، و آنچه قصه پردازان مىگويندما نمىشناسيم . البدء و التاريخ ، ج 4 ، ص 227 ، نك : آفرينش و تاريخ ، ج 1 ، ص 51