الشيخ رسول جعفريان
133
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
ابن الفرات بوده است . وى دربارهء اين سخن ابن جوزى كه نوشته است : « او در سال 337 در زمان مطيع عباسى درگذشت » ، مىنويسد كه به سخن ابن جوزى اعتمادى ندارد و آخرين خبرى كه دربارهء قدامه به دست او رسيده آن كه ابوحيان گفته است كه در سال 320 وى مجلس مناظرهء سيرافى با متّاى منطقى بوده است . « 1 » آنچه مهم است كتاب الخراج و صناعة الكتابة اوست . برخى از آثار ادبى وى برجاى مانده و يكى نيز توسط طه حسين چاپ شده كه مصحح كتاب الخراج در مقدمه يادآور شده است . وى اين كتاب را كه از هشت منزل ، چهار منزل اخير آن برجاى مانده به عنوان راهنماى « كاتبان » كه نياز به دانستن مسائل مختلفى داشتهاند تأليف كرده است . به عنوا مثال ، منزل سومِ مفقود آن در امر بلاغت بوده و منزل چهارم آن دربارهء انشاء . از موضوع دو منزل نخست آگاهى در دست نيست . در منزل پنجم كه نخستين بخش موجود است ، از ديوانهاى حكومتى سخن گفته . در منزل ششم جغرافياى زمين را از شرق و غرب بحث كرده است . در منزل هفتم از اموال و درآمدها و در منزل هشتم دربارهء پيدايش جامعه و فربگى آن و برآمدن و زوال جامعهء انسانى و همچنين سياست و ادارهء امور . اشاره كرديم كه در تأليفات او ، كتابى با نام كتاب السياسه نيز بوده است . آگاهيهايى كه وى در زمينه شكل گيرى جامعه انسانى و سير تحول آن به دست داده ، با توجه به گرايشهاى فلسفى مؤلف و آگاهى او از انديشههاى رايج ، بسيار مهم و نيازمند بررسيهاى جامعه شناسانه است . از ابواب مهم كتاب ، منزل هفتم آن است كه ضمن بابى مبسوط دربارهء فتح شهرها سخن گفته و در زمينهء فتوحات اخبار تفصيلى جالبى را داده است . باب نوزدهم اين منزل از صفحهء 256 تا صفحهء 424 تاريخچهاى است از فتح مناطق مختلف . در ميان مباحث ، گاه نام كسانى از راويان و محدثان و مورخان ديده مىشود . « 2 » يك نمونه ابوعبيد قاسم بن سلام است كه به احتمال از كتاب الاموال او استفاده كرده است . « 3 » نام كلبى ، واقدى « 4 » و يحيى بن آدم « 5 » در صفحات مختلفى آمده است . از كتاب ، علائق مذهبى مؤلف به دست نمىآيد . با اين حال آنچه كه دربارهء فدك آورده
--> ( 1 ) . معجم الادباء ، ج 17 ، ص 12 ( 2 ) . روايتى هم از جعفر بن محمد الصادق در ص 256 آمده است . ( 3 ) . الخراج ، صص 215 ، 216 ، 219 ، 230 ، 250 ، 243 ، 254 ( 4 ) . نك : كتاب الخراج ، ص 296 ( 5 ) . الخراج ، صص 368 ، 364 ، 356 و . . . متأسفانه فهرست اعلام كتاب مزبور به هيچ صورتى قابل اعتماد نيست .