الشيخ رسول جعفريان

120

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

اجداد او دارد . خود وى در بغداد به دنيا آمده و همانحا زيست كرده است . لقب « عباسى » براى وى ، از آنجاست كه جدّ او « واضح » از موالى منصور عباسى بوده و به همين دليل خاندان يعقوبى ، از موالى عباسيان شمرده شده‌اند . تاريخ تولد وى دانسته نيست ؛ اما « ياقوت حموى » تاريخ وفاتش را سال 284 هجرى دانسته است . وى در كتاب « مشاكلة الناس » خود ، روال تاريخى كتاب را به معتضد عباسى ( خلافت از بيستم رجب سال 279 تا ربيع الثانى 289 ) خاتمه داده است . به علاوه ، وى در كتاب البلدان « 1 » از سقوط طولونيان كه در سال 292 اتفاق افتاده ياد كرده است . در اين صورت وى بايد حداقل تا سال 292 زنده بوده باشد . « 2 » واضح ، در زمان منصور مدتى حاكم ارمينيه و آذربايجان و مصر بوده ؛ همچنان كه پدر يعقوبى از كارمندان عالى رتبهء ديوان بريد بوده است . از مشاغل يعقوبى اطلاعى بدست نيامده ، اما در صورتى كه « كاتب » لقب خود وى باشد ، مىتواند اشاره به آن باشد كه مانند پدرش به نوعى كار دبيرى در يكى از ديوانها مشغول بوده است . گفته شده است كه واضح جد وى ، علائق شيعى داشته و همو بوده است كه در زمانى كه مسؤول « بريد » مصر بوده ، ادريس بن عبد الله بن حسن - برادر نفس زكيه - را به مغرب فرارى داده و جانش را بر سر اين كار گذاشته و گويا به دست هادى عباسى به قتل رسيده است . « 3 » بدين ترتيب بايد گفت ، تشيع در خاندان يعقوبى ، به صورت سنتى وجود داشته و اين علائق به يعقوبى مورخ نيز رسيده است . دانسته است كه شيعيان امامى ، در اين دوران ، در عين تشيع ، در داخل دولت ، به كارهاى ادارى اشتغال داشته‌اند . نمونهء روشن ، على بن يقطين است كه به دستور امام كاظم - عليه السلام - در دولت عباسى مشغول بوده است . بدون شك ، يعقوبى مورخى است شيعه مذهب كه آثار تشيع وى در كتاب تاريخش كاملا روشن است . اخبار وى در داستان سقيفه ، برخوردهاى خلفا و نيز سيرى كه از خلافت اميرمؤمنان عليه السلام بدست مىدهد ، نشان از تشيع كامل - اما تا اندازه‌اى معتدل وى دارد . وى در سيرى كه از تاريخ حوادث اسلام ارائه داده ، از پس از آغاز بحث از حكومت معاويه ، به موازات عناوينى كه براى روى كار آمدن خلفا دارد ، از امامان شيعه - عليهم السلام - نيز سخن مىگويد . عناوينى چون « وفاة الحسن بن على » ، « مقتل حسين بن على » ، « وفاة على بن

--> ( 1 ) . البلدان ، ص 126 ( چاپ نجف ) . عبارت وى اين است : ذهب الملك و الزينة لما مضى بنوطولون . ( 2 ) . التاريخ العربى و المؤرخون ، ج 1 ، ص 249 ( 3 ) . تاريخ الطبرى ، ج 10 ، ص 591 ؛ النجوم الزاهرة ، ج 2 ، ص 41 از « اليعقوبى . . . ص 29 » .