حاج عليخان اعتماد السلطنة (حاجب الدوله)
80
سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى)
و صوامع « 1 » و حمّامات و تكايا و زوايا « 2 » بسيار دارد . در « تورات يهود » ، اسم اين شهر « پَرَه » است و « تدمر » جديد نيز مىگويند . كاتب چلبى مىگويد : « حلب » شهرى است شهير و قديم ، و پايتخت « ولايت فرات » ، قلعهاى در بالاى كوه كوچكى دارد بسيار مرتفع ، و رصين « 3 » و ناظر به شهر ، بناى اين قلعه در سال ( 690 ) تمام [ شد . ] باغات و بساتين « حلب » ، نسبت به شهر كمتر است . نهر « قويق » ، حلب را اسقا « 4 » مىنمايد ، خانههاى « حلب » عالى ، بسيار قشنگ است و اطراف شهر محاط به يك سور « 5 » سنگى است ، و در دور قلعه ، خندق عميقى دارد . در وسط شهر آب انبارى است كه در ظرف يك سال ، آب آن به اهالى شهر كفايت دارد ، در مقامى است منسوب به « حضرت ابراهيم » كه زيارتگاه هر ملت است ، و همچنين در مقامى است منسوب به حضرت « خضر » ، و زراعت « حلب » را كاملًا با آب باران مشروب مىسازند . هر زمين بركهاى دارد ، گندم و جو و پنبه و كنجد و هندوانه و خربزه و غيره كاشته مىشود ، در باغاتش نيز انگور و پسته و سيب و قيسى و انجير حاصل مىشود . مدارس و مساجد معمور بسيار است ، از آثار عتيقه ، سنگى است مانند سرير و ميانش قدرى منقور « 6 » ، آنچه معلوم است قبر يكى از حكم داران سلطنت كيان « سلوسيد » است . اما امروز « حلب » خيلى معمور ، و عبارت از هفتاد و چهار محله است .
--> ( 1 ) - جمع صومعه به معنى دير ( 2 ) - جمع زاويه و مجازاً به خانقاه گفته مىشود . ( 3 ) - محكم ( 4 ) - سيراب و مشروب ( 5 ) - قلعه ( 6 ) - كنده كارى شده