حاج عليخان اعتماد السلطنة (حاجب الدوله)
46
سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى)
مىخوابيد ، و بعد از نماز صبح به شكار مىرفت ، و روز مولود كه مىشد ، گاو و گوسفند و شترِ زياد ، با ساز و آواز به آن خيابان آورده ، قربان مىكردند و از گوشتهاى آنها انواع اطعمه طبخ ، و به حضار قسمت مىنمودند . و در شب مولود در قلعه ، بعد از نماز خفتن ، صوفيان سماع كرده ، بعد هر يكى از صوفيان و غلامان ، مشعلها و چراغها دست گرفته ، در جلوى اين پادشاه ، تهليل گويان به « خانقاه » مىآمدند . بعد از نماز صبح ، اين پادشاه بزرگ ، در يك تخت عالى نشسته ، اعيان و اشراف را در حضور خود جلب مىنمود ، جا به جا خوان « 1 » ها را گسترده ، حضار را به انواع اطعمه ، اطعام مىكردند . وعاظ وعظ مىنمودند ، قارىها تلاوت قران مىكردند . شعرا اشعار خودشان را در مجامع مىسرودند ، و اين پادشاه نيز در نسبت مراتب ، حضار را با « خلع « 2 » » و « انعامات « 3 » » ، مسرور مىفرمود . اين پادشاه در هيچ جنگى شكست نخورده ، نصرت يافته است [ وى ] در روز هجدهم رمضان سال ( 630 ) وفات يافت ، بنا به وصيت خود ، [ جنازه وى را ] به « مكّه مكرّمه » مىبردند ، كه وقوعاتى روى داد ، نتوانستند ببرند . در جوار مشهد « جناب امير » عليه السلام واقعه در « كوفه » دفن كردند . زوجهء محترمه مشارٌاليه ، كه موسوم به « ربيعه خاتون » بود ، در سال ( 640 ) وفات يافت ، نعش مشارٌ اليها را در « شام » ، در مدرسهء بنا كردهء خود او ، كه در صفح « 4 » « قاسيون » واقع است ، دفن نمودند . ( انتهى ) قورى درّه منزل دهم « قورى درّه » ، نام ديگر [ آن ] « كلك » ، كه هشت فرسخ است ، و در كنار آب « زاب » واقع شده است ، حدّ است ما بين خاك « بغداد » و « موصل » ، ده بسيار كوچك است . شغل اهلش گذراندن مردم است همراه كَلَك از آب « زاب عليا » ، و آب زاب ، رودخانه عظيمى است ، بى كَلَك نمىتوان عبور كرد .
--> ( 1 ) - سفرهها ( 2 ) - به كسر خاء و فتح لام جمع خلعت و به معنى جامههاى دوخته شدهاى است كه از طرف پادشاه به افرادهديه مىشده است . ( 3 ) - به كسر همزه به معنى بخششها ( 4 ) - كنار