حاج عليخان اعتماد السلطنة (حاجب الدوله)

43

سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى)

مىكنند ، « نايب‌الحكومه » حاكم « كركوك » ، كه تابع ولايت « موصل » است ، در اين قصبه مىنشيند ، اهلش ترك زبان ، رودخانهء « زاب سفلى » در كنارش مىگذرد ، كه در فصل بهار « كلك « 1 » » و « كشتى » كار مىكند ، در هشت منزلى « بغداد » واقع است ، و سه منزلى « موصل » است ، مكرر شده در وقت زيادى آب ، سه روزه اسباب مأكولات ، بار « كلك » كرده [ به ] « بغداد » مىرسانند ، هشت فرسخى شط داخل مىشود ، رودخانه مزبور كه در كنار قلعه جارى است ، چنان اتفاق افتاده است كه پنجاه ذرع به قلعه مانده ، دو قسمت مىشود . رودخانه نصفى يك طرف قلعه مىگذرد ، و نصف ديگر از طرف ديگر ، قلعه را رودخانه ، مثل خندق احاطه كرده ، باز دوباره مثل اول به هم وصل مىشود ، بسيار جاى باصفا است ، دو دروازه دارد كه از روى پل است ، و راهش منحصر است به آن دو پل ، اطرافش صحرا است و اين قلعه در بلندى اتفاق افتاده است ، هرگاه ساكنين قلعه ذخيره داشته باشند ، در قلعه‌دارى خوب مىتوانند تاب بياورند . حاجى « نجيب پاشا » والى « بغداد » ، يك كاروان سراى بسيار بزرگ [ با ] بناى عالى در كنار رودخانه ساخته است ، اهلش ترك زبان ، بدلهجه [ و ] بدگل « 2 » هستند . اربيل منزل نهم « اربيل » است ، يازده فرسخ است ، « آلتون كوپرى » و « اربيل » ابداً آبادانى و آبادى نداشت ، با وجود صحراى بسيار خوب ، محل زراعت و قابل آبادى بود ، « اربيل » قصبه‌اى بسيار خوب است ، اسم ضابطش « محسن افندى » است ، از غلام گرجىهاى « نجيب پاشا » ، شباهتاً بدون تفاوت « ميرزا محمد » پسر مرحوم « قايم مقام » ، و احوالًا اخلاقاً همچنان . در ميان قصبه يك تلّ بسيار بلندى اتفاق افتاده است ، « ارك « 3 » » قرار داده‌اند ، قلعهء

--> ( 1 ) - كَلَك به فتح كاف و لام چيزى شبيه قايق است كه با چوب و تخته و چند خيك باد كرده درست مىكنند و از روى آب مىگذرند . در فارسى به آن جاله يا ژاله هم گفته مىشود . ( 2 ) - بدقيافه و زشت ( 3 ) - ارْك و ارْگ هر دو صحيح و به معنى عمارت دولتى است .