حاج عليخان اعتماد السلطنة (حاجب الدوله)

40

سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى)

« نجيب پاشا » پرسيد ، و او هم عرض كرد ، سلطان گريسته به دو گفت : بگو كه انتقام خيبر را كشيدم ! مگو خدمت به دولت نمودم . القصه ، شب هيجدهم شهر شعبان كه اول عرض شد ، از « بغداد » بيرون آمديم . نيكجه منزل اول كه « نيكجه » مىباشد 11 فرسخ ، دهكده‌اى « 1 » است بسيار كم آب ، و چند نفر « 2 » درخت خرما در او هست ، هندوانهء خوب دارد ، اهلش بيشتر عرب ، كمتر ترك دارد . دلى عباس منزل دوم « دلى عباس » است 10 فرسخ ، آبادى هرگز ندارد ، يك كاروان‌سراىبسيار بزرگ دارد ، مخروبه است ، چند نفر عرب در آن كاروان‌سرا نشسته‌اند ، براى امرار معاش كاروان ، و در كنار شطّ « دياله » اتفاق « 3 » افتاده است . چيزى كه دارد آب فراوان ، ماهى زيادِ بزرگ بدلحم « 4 » ، پل بسيار بزرگى سابقاً داشته است ، الان طاق پل‌اش خراب است ، هر سال پل مذكور را تعمير مىكنند ، اما باز از طغيان آب خراب مىشود . قره تپّه « 5 » منزل سيّم « قره تپّه » معروف است ، نه فرسخ ، سه فرسخ‌اش كوه است ، باقى صحرا . براى گذرانيدن توپخانه راه معينى ندارد ، دهى است ، قريب صد خانه مىشود ، آبادى خوبى است ، قليل درخت خرما دارد ، فاليز « 6 » بسيار مىكارند ، يك هندوانه [ اى ] دارد ، بنده

--> ( 1 ) - در متن ده كده نوشته شده است . ( 2 ) - اصطلاحى است كه براى شمارش نخل خرما به كار مىرود . ( 3 ) - واقع شده است . ( 4 ) - بد گوشت ( 5 ) - واقع در استان كركوك عراق ( 6 ) - پاليز و فاليز هر دو صحيح است و به زمينى گويند كه در آن خيار و خربزه و هندوانه و امثال آن كاشته‌مىشود .