حاج عليخان اعتماد السلطنة (حاجب الدوله)

34

سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى)

مواقِع « عرفات » و « مشعر » و « منى » و « جمرات » ، شوق به فديه و قربان رسيد ، به خاطر چاكر آمد كه براى بقاى وجود مسعود « شاه اسلام‌پناه » ، تن را فديه كند و جان را هديه سازد ، به تقريب ناقابلى ، اين خيال را از خطراتِ خاطر دانست ، به جاى « فَتَقَبَّلْ مِنّا » ، « 1 » « رَبَّنا لاتُؤاخِذْنا بِما نَسِينا » « 2 » گفت و تقديم اين عمل را ، تقصير شمرد . از سرّ آن درگذشت ؛ و به سر گذشت سفر و وقايع احوال و بدايع « 3 » هر شهر ، و مسافت فيما بين منازل ، به تعيين فراسخ و ساعاتِ راه ، و وضعِ سلوك اهالى « روم » ، و اهليّت مردم آن مرز و بوم ، و قواعِد نظام و ملك‌دارى ، و طريقهء إعزاز و اكرام ، و سليقهء ايشان در توقير و احترام ، به طريق اجمال تقرّبى جست . تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد پيداست كه توفيق اين سفر ، نعمتى است بزرگ ، حقوق اين نعمت جويان ، كه در لوحِ سينه و خاطر ثبت است ، بهتر كه ثبت سفينهء « 4 » دفتر باشد . سفر كعبه به صد جهد به سر بردم ، رفت * سفر دير مغان است دگر بار مرا و باللَّه التوفيق

--> ( 1 ) - بقره : 127 ( 2 ) - بقره : 286 در متن « بما نسينا » آمده است و نويسنده ، سخن خود را در اين عبارت بيان كرده ليكن در آيه‌قرآن « ان نسينا » است - پروردگارا ما را به آنچه فراموش كرديم مؤاخذه منماى . ( 3 ) - چيزهاى نو و تازه ( 4 ) - سفينه در فارسى ، كتابى را گويند كه مطالب مختلف در آن جمع شده باشد .