حاج عليخان اعتماد السلطنة (حاجب الدوله)

31

سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى)

سفرنامه ميرزا على خان اعتماد السلطنة مقدّمه مؤلّف رَبَّنا لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اذْ هَدَيْتَنا « 1 » . گفت معشوقى به عاشق كى فتى * تو به غربت ديده‌اى بس شهرها گو كدامين شهر از آنها بهتر است * گفت آن شهرى كه در وى دلبر است زيارت حرم حق ، و رياضت امم و فِرَق ، تحمّل بار ، تجمّل « 2 » خار ، قطع سبيل ، طلب دليل ، تقبيل حجر ، « 3 » تفصيل سفر ، تهذيب خصال ، به تقريب وصال تو است . مست توام ، از كعبه و دير آزادم نگارنده اوراق ، يك چند كه از توفيقِ قرب حضورِ أقدس بهره داشت ، « بيت المعمور » پيشگاه اعلى را ، كه مطاف جهانيان است به ديدهء شهود ناظر ، و به اين لقب شهره ، مدّتى كه از اين نعمت دور و به دعاگويى مأمور شد ، به يُمن توجّه پاكِ گوهر

--> ( 1 ) - آل عمران : 8 - پروردگارا منحرف مساز دل‌هاى ما را بعد از اين كه هدايت كردى ما را . ( 2 ) - در اصل نسخه به غلط تجمّل نوشته شده است ، احتمال مىرود در نسخهء مخطوط مؤلف ، تخلّل به معنىدرون خار رفتن و روى خار راه رفتن باشد كه كاتب در باز نويسى آن را تجمّل نوشته است . ( 3 ) - بوسيدن حجرالأسود .