آندرو جي . نيومن (مترجم: ابوطالبى / امين / شكر اللهى)
28
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى)
به نظر مىرسد بهترين پاسخ در اينجا ، مقايسهاى ميان روايات كافى و كتابهاى متكلّمان عقلگراى شيعى و معتزلى باشد . اين روايات ، كه خود نويسنده نقل كرده و برخى را ما در صفحات بعد نقل خواهيم كرد ، كدام يك ويژگى ضد عقلگرايى دارند ؟ اگر نويسنده نگاهى به كتابهاى معتزلهء عقلگرا و متكلّمان عقلگراى شيعه مىانداخت ، آيا كمترين تفاوتى بين اين روايات و آن مباحث مىديد ؟ مگر معتزلهء قرن چهارم به بعد ، خود نگفتند : توحيد و عدل را از امام على عليه السّلام گرفتهاند ؟ « 1 » مگر بخشى از آنچه در روايات « توحيد » كافى آمده ، روايات امام على عليه السّلام نيست . اگر در روايات آمده بود كه خداوند جسم دارد ، صورت دارد ، با حواس درك مىشود ، با كيفيت است ، و قابل رؤيت است موافق عقلگرايى بود ؟ لازم است مخاطبان گرامى به روايات ذيل در كتاب كافى توجه نمايند : امام باقر عليه السّلام فرمودند : به راستى ! خدا تهى از آفريدگان ، و آفريدگان تهى از اويند ، و هرچه بر آن نام « شىء » صادق باشد مخلوق خواهد بود ، جز خداوند . « 2 » از امام باقر عليه السّلام سؤال شد : آيا رواست گفته شود : خدا شىء است ؟ فرمودند : آرى ، با همين عبارت ، او را از دو مقام ناشايست به درآورى : از مقام تعطيل [ و نفى مبدأ ] و از مقام تشبيه [ به مخلوق ] . « 3 »
--> ( 1 ) . عبد الجبّار بن احمد همدانى ، شرح الاصول الخمسة ، ج دوم ، بىجا ، مكتبة وهبة ، 1408 ق ، ص 141 ؛ محمّد بن اسحاق النديم ، كتاب الفهرست ، تهران ، چاپ افست مروى ، بىتا ، ص 202 به نقل از : ابو هذيل علّاف ؛ همچنين ر . ك . قاسم جوادى ، « تأثير انديشههاى كلامى شيعه بر معتزله » ، هفت آسمان ، قم ، مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب ، ش 1 ( بهار 1378 ) ، ص 142 - 146 . ( 2 ) . عن ابى جعفر عليه السّلام قال : « انّ اللّه خلو من خلقه و خلقه خلو منه ، و كلّما وقع عليه اسم شىء فهو مخلوق ما خلا اللّه . » ( محمّد بن يعقوب كلينى ، اصول كافى ، ج 1 ، باب « اطلاق القول بأنه شىء » ، ص 65 ، ح 5 ) ( 3 ) . سئل ابو جعفر عليه السّلام ايجوز ان يقال : انّ اللّه شىء ؟ قال : « نعم ، يخرجه من الحدّين : حدّ التعطيل و حدّ التشبيه . » ( همان ، ص 66 ، ح 7 . )