أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
85
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مناظرات مفاخرهآميز و مباحثه برانگيز به پاى عكاظ نمىرسيدند . تقىالدين فاسى مىگويد : بازار عكاظ تا زمان قيام مختار در مكه به سال برپا بود . « 1 » در اين وقت ، مردم هراسناك ، آنجا را رها كردند و تا به امروز چنين است . مدتى بعد مجنّه و ذى المجاز هم رها شد ، و با بودن بازارهاى مكه و منا و عرفات از وجود آنها بى نياز گشتند . اوضاع علمى اين هم شگفت نيست كه مكيان داراى نوعى حيات علمى هم بوده باشند . آنان دانشهايى داشتند كه در آنها وارد بودند و كسانى از ميان آنان در آن علوم چندان مبرّز بودند كه تا روزگارى دراز در معارف بشرى تأثير داشتند . آنان در دانش انساب عرب و اخبار آنان تبحّر داشتند و از اخبار امّتهاى گذشته يا معاصر يا كسانى كه با آنان روابط تجارى و همسايگى داشتند ، روايتها مىكردند . اين اخبار به طور معمول در مجالس و محافل آنان بازگو مىشد ، به طورى كه اين دانش بعدها به موادى تبديل شد كه كسانى آنها را مدوّن كرده ، منابع تاريخى را پديد آوردند . همينطور در دانش نجوم و مواقع و حركات ستارگان دستى داشتند و منازل آنها را در بروج مىشناختند . كلدانىهاى در همان روزگار از متخصصان در نجوم بودند و كسانى از عرب به سوى آنان رفتند و از آنان اقتباس كردند ، چندان كه براى آنان دانش كاملى در اين باره فراهم آمد كه بدان فخر مىفروختند . دربارهء گياهان و باران هم ورودى داشته ، نسبت به دانش شناخت ابر و انواع آن آشنا بودند و موقع آمدن باران را در باديههاشان مىشناختند و از بادها و مسير آنها آگاهى داشتند ، به طورى كه براى هر بادى از مسيرى مشخص مىوزيد ، نامى گذاشته بودند . از آن جمله بود : صبا ، دبور ، صرصر ، عاصف و اسامى ديگرى كه همچنان دانايان ، تا به امروز به پيروى از اعراب در جاهليت ، همانها را به كار مىبرند . آنان در درياى سرخ ، كشتيرانى داشتند و زمان آنها را با حركت نجوم تعيين
--> ( 1 ) . چنين است در متن . على القاعده بايد مقصود شورش ابوحمزه خارجى باشد . « ج »