أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
83
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
از ضربالمثلهايى كه در اينجا مىآوريم ، خواننده مىتواند سطح ادبى بالايى را كه مكه در دوران مورد بحث به آن دست يافته بود ، دريابد : من أجمل قليلًا سمع جميلًا : كسى كه كم و زيبا سخن بگويد ، سخن زيبا خواهد شنيد . أنفُك منك وإن كان اذُناً : ( دماغ تو از آن توست حتى اگر گوش تو باشد ) . إن البلاء موكّل بالمنطق : ( زبان سرخ سر سبز مىدهد برباد ) . عند جهينة الخبر اليقين : جهينه ( نام قبيله ) خبر درست مىدهند ( حرف راست را از بچه بشنو ) . الجزاء من جنس العمل : پاداش از جنس عمل است . إذا عزّ أخوك فهن : اگر برادرت عزيز شد ، تواضع كن . كل خاطب على لسانه تمرة : هر كسى كه حرف مىزند روى زبانش خرما هست ( زبانش شيرين است ) . الحرب سجال : جنگ دست به دست مىشود . حظ في السحاب و عقل في التراب : بهرهاش در آسمان اما عقلش كم است . ما حيلة الرامي إذا نقطع الوتر : گناه تيرانداز چيست اگر زه كمانش را پاره كنيم . من خان هان : كسى كه خيانت كرد ، مورد اهانت قرار خواهد گرفت . كما تزرع تحصد : ( هر كسى آن درود عاقبت كار كه كشت ) . من سابق الدهر عثر : كسى كه با دهر مسابقه دهد زمين مىخورد . لكل عود عصارة : هر چوب سبزى عصارهاى دارد . ما كلّ عورة تصان : هر عورتى پوشيده نمىشود . غَدَرَك مَن دَلّك على الإساءة : كسى كه تو را به بدى راهنما شود به تو خيانت كرده است . كُلُّ الصيد في جَوف الفراء : تمام صيد در پوستين است . ( هرچه مىخواهى همين جاست ) . مُكرَهٌ أخاك لا بطل : برادر تو ، مجبور بود نه اين كه پهلوان بود .