أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
747
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
السلام عليكم و رحمة اللَّه ، و بعد : بر من لازم است به اطلاع شما برسانم كه غالب جهان اسلام ، از حكومت حجاز به خاطر ملك حسين و فرزندانش خشنود نيستند . ما نيز به خاطر علاقهاى كه به مسالمت و جلوگيرى از خونريزى داريم ، به شما اعلام مىكنيم كه جان و مالتان در عهد و امان الهى است ، مشروط بر آن كه مانند اهالى مكه رفتار كنيد ، اما به خاطر آن كه امير على در ميان شماست ، و عليه رأى همهء مسلمانان اقدام مىكند ، بر شماست تا از شهر خارج شده و در جاى معينى فرود آييد يا به مكه درآييد تا جان و مالتان محفوظ باشد ، يا آن كه بر شريف على سختگيرى كرده ، او را از بلاد خود اخراج كنيد . اگر رفتارى جز اين داشته باشيد و به او كمك كنيد و به او مهر ورزيد ، ما برابر دنياى اسلام از شما بيزار خواهيم بود . مسؤوليت حوادثى هم كه پيش خواهد آمد ، بر عهدهء مسبّب آن است . « 1 » وساطت براى جلوگيرى از جنگ فرياد استغاثهء حزب ملى در درخواست وساطت ميان آنان و ابن سعود بىفايده بود . مجلس اعلاى فلسطين اوّلين هيئت اسلامى بود كه اين دعوت را لبيك گفت و در 4 اكتبر / 9 ربيع الاول تلگرافى به تمامى حكومتها و جمعيتهاى اسلامى فرستاد و درخواست كرد تا هيئتهايى از طرف خود به جده بفرستند تا به كار وساطت بپردازند . در اين تلگراف آمده بود كه آنان هم برخى از اعضاى خود را خواهند فرستاد . اين هيئت ، تلگرافى هم براى ابن سعود فرستاده ، توقف جنگ را درخواست كرد . در 28 ربيع الاول ابن سعود اين پاسخ را فرستاد : آنچه ما را ناراحت مىكند ، اين است كه واسطهگرى شما دير آمد . ما در هفت سال گذشته ، به هر وسيلهاى تلاش كرديم تا براى تحقق آرامش و اتحاد و جايگزين كردن آنها به جاى دشمنى و خصومت ، با حسين مصالحه كنيم . اما همهء آن تلاشها بر باد رفت . هرچه ما تمايل به اتفاق و اتحاد داشتيم ، حسين بر طبل دشمنى مىكوفت . شاهد
--> ( 1 ) . الثورة العربية الكبرى ، ج 3 ، ص 204 .