أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
741
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
است . بدين جهت ، از شما مىخواهيم با ارسال نمايندگانى از طرف ما موافقت كنيد تا در امنيت و امان امام عبدالعزيز و امان شما ، پيمان صلحى براى توقف جنگ منعقد شود و دو طرف از خونريزى خوددارى كنند تا نمايندگانى كه ما از ساير بلاد اسلامى خواستهايم برسند ، به خصوص از جمعيت خلافت در هند ؛ چه آنان پاسخ دادهاند كه نمايندگانى فرستادهاند . پس از اجتماع اين نمايندگان ، هرآنچه آنان تصويب كردند ، خواهيم پذيرفت . اين چيزى است كه ما شما را به آن دعوت كرده و بر اساس نامهء امام عبدالعزيز شما را به قبول آن مكلّف مىكنيم . ترديدى نيست كه شما با آن موافقت خواهيد كرد . واللَّه وليُّ التوفيق ، وصلّى اللَّه على سيّدنا و على آله وصحبه و سلم . « 1 » جواب خالد بن لؤى در 22 صفر خالد اين نامه را در پاسخ سران حزب ملى نوشت : از خالد بن منصور بن لؤى به محمد طويل و همه اعضاء السلام على عباد اللَّه الصالحين ، اما بعد : نامهء شما رسيد و مضمون آن را از طرف بيت اللَّه الحرام و پيروان دريافتيم ، جايى كه خداوند آن را به زور نصيب مسلمانان كرد ؛ « 2 » هر كسى كه در پى محبّت و معاونت به حسين است ، از سوى ما به حول و قوّهء الهى جز مقاومت نخواهد ديد . اگر على بن حسين امان بخواهد ، امانش پذيرفته شده و با آرامش با ما مواجه خواهد شد و و اجازهء گفتگو هم در اختيار امام عبدالعزيز است . با رسيدن اين خبر ، روشن خواهد شد كه آيا على بن حسين با ما صلح خواهد كرد يا خير . « 3 »
--> ( 1 ) . الثورة العربية الكبرى ، امين سعيد ، ج 3 ، ص 196 . ( 2 ) . تعبير عربى آن اين است كه مكه « عنوة للمسلمين » فتح شده است . اين اشاره به آن است كه اينان ساكن اين شهر رامسلمان نمىدانستند و آن را مثل سرزمينهاى كفار كه به زور توسط مسلمانان فتح مىشد ، مفتوحة عنوة تلقى مىكردند ؛ مگر آن كه حكايتى از فتح آن توسط رسول خدا صلى الله عليه و آله در سال هشتم هجرت باشد . « ج » . ( 3 ) . همان ، ج 3 ، ص 199 .