أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

716

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

حسين به فاصلهء ميان نيرومندى آنان و ضعف خود آگاه بود ، اما تند و تيزى وى سبب مىشد كه به رغم مماطله و سستى آنان ، همچنان روى عقيدهء خود پاى بفشرد . زمانى كه پس از صلح و تسليم عثمانىها ، كنفرانس صلح برگزار شد ، وى فرزندش فيصل را به نمايندگى از سوى خود فرستاد و او را ملزم كرد تا صلح را نپذيرد . وقتى در كنفرانس در اثبات حق خود شكست خورد ، همانطور كه پيش از آن هم شكست خورده بود ، به خاطر همان روحيهء تند و تيزش ، يكسره فحش نثار آنان مىكرد كه تأثيرى جز ايجاد فاصلهء بيشتر و شكاف جدىتر نداشت . استعمار انگليس مصلحت را در جدا كردن عقبه از حجاز مىديد و اين مسأله را با اين بهانه كه آن را به حكومت پسرش در شرق اردن ضميمه مىكند ، طرح كرد . او نتوانست آن را بپذيرد و شروع به طرح استدلال‌ها و احتجاجات سخت در قالب الفاظ تند كرد . اما بايد توجه داشت ، اگر شدت استدلال و تندى الفاظ ، همزمان توپخانه‌اى و ناو جنگى مىداشت كه از آن حمايت كند ، او مىتوانست به حقوق حقه‌اش دست يابد ، اما چنين نبود . كينه توزى او در دشمنى ، هيچ نتيجه‌اى جز پيچيده‌تر شدن امور و افزايش شكاف در بر نداشت . اين شكاف بيشتر شد ، آنچنان كه بريتانيايىها كه هر گاه صدايى ميان احزاب عربى بر مىخاست ، مراقب او بودند ، به تدريج در انديشهء رها نمودن او بر آمدند و او را با دشمنش ابن سعود تنها گذاشتند تا خودش مشكلاتش را حل و فصل كند . « 1 » به همين دليل بود كه از مقاومت برابر آنان عاجز ماند و مجبور به ترك حجاز شد . وى حتى بعد از ترك حجاز هم حاضر نشد دست از موضع هجومى و تند خود بردارد . وى يكسره استدلال‌هاى خود را با تندى طرح مىكرد ، سلاحش را با شدت بر مىكشيد ، و ديوان ادارىاش را در محل تبعيدش در قبرس فعال نگاه داشته ، همچنان بيانيه‌هايى به نام خودش و به اعتبار خليفه صادر مىكرد و اين در حالى بود كه هيچ تأثيرى نداشت .

--> ( 1 ) . جزيرة العرب فى القرن العشرين ، حافظ وهبه ، ص 195 .